♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود ....!! میــــدانی چــــــــــــرا ؟؟؟ مـــــردانـــگی میــخواهـــــد! مــــــــاندن ، پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزنــد. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه پرداز تو ام پهنای بغضم را دیدی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک تار سپید میان موهای سیاه یک خوشه گندم رسیده است میان یک مزرعه گندم نارس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای گول سنی دنیایه مقابل توتارام,دنیا منیم اولسا سنه خاطر ساتارام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه دعوت بودند نه ماه آمده بود نه ستاره ها فقط ابرها خود را رسانده بودند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میرم کمی درد دل کنم با یه جاده ی پاییزی..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .