♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط ماییم که غرقه ی شمالیم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قسمت ما شد رو زمین چریدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ﺧﯿﻠﯿﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺷﺐ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻟﺸﺖ ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻦ … ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﺸﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﺸﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﺷﻮﻥ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پایان انسان همین است:تنهایی تا همیشه تردید و ترس و توهم،سنگ و تمنای شیشه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن خیس مشق های من بانوی تو شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماشه روی عزلت شقیقه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه های تو همیشگی ست شعر من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم از فشار تشنگی فقط؛ آب های دجله ی خودم شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! اینها از من خسته اند من از اینها؛ مرا از اینها بگیر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر رفتم كه به هيچ برسم.هرگز جايي براي نبودن تو نيست. ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام بدنم میلرزد ازسرما.... آن همه دراین گرمای تابستان.... نمیدانم شاید گرمای حضورت را کم دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر زیبا میشودغروب وقتی تو نباشی غم انگیز است پاییز و غم انگیزتر، وقتی تو باشی وُ من برگها را با خیالَت تنها قدم بزنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشـــــمان تـــــو حـــــــــــروف را بی استــفاده میکنند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .