♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجا دستات و گم کردم ، که پایان من اینجا شد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دیوارهای خانه عکست را نشان می دهم به فرش ها جای پایت را دلم خوش است نه...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاروان آهسته ران ، آرام جانم میرود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوش پاک ات را از آنم کن...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه سر افرازي ِ بكارت مريم نه رسوايي ِ روسپي هاي دامن كوتاه ! تنها شعر.. دختر كوچك من كه پدرش را نمي شناسم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه واژه های شعرم نمی اندیشم....مدت هاست اندیشیدن را......فراموش کردم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنگ است دلم ، بخند و دلشادم کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به اين صداي گرفته...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .