♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو به من نزديكي همين جا پشت ديوار كه شيشه مي شود آرام آرام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز روي تپه ايستاده ام مثال چاي دم نكشيده ؛پر از بال و پر؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمعها خاموش امواج شبيه نام تو ......مواج ميان اين كومه ها ي خاكستري- آري جايي هست كه نمي شناسم جايي که سلولهايم ثانيه ها را تير مي كشد جايي كه آشتي كنان سياهي با رنگهاست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر شايد بامن كاري كرد تا تورا از روي ماه به روي سقف اتاقم بياورم سلانه سلانه اما تو جدا ازآنچه مي گويندش زمان زيبا پسند تري بوي ابر مي دهي و یاران....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كفشهايم جاذبه را بلعيد ثانيه بعد (تو) را روي ماه يافتم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر اينبار نيايي خودم را با شعر دار مي زنم تا بار ديگر به دنيا آيي!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پيشانيم را در كف دستانم گذاشتم حالا فهميدي چرا دندان شعرهايم ريخت و سبكتر شدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از كدامين ابر چموش زاده شدم كه بودنم خيس تر از باران است؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كنار درياي صاف.........تو آب پرتقالت را بنوش! من موجها را جارو ميزنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم با بوي بهار مست مي شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هي تو ! گم شده جزيره من! غافلگيرم كن. حواس پنجگانه ام را درتصادف با نسيم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد هایم .......در سکوت می سوزم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .