♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شــــــــاعر که باشی هیچ کس جدیت نمی گیرد حتـــــــــــــــــــــــــی اگر بگویی "دوستــــــــــش دارم" میگویند وای چه شـــــعر قشنگی .................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که بند بيايد تازه خاطره شروع مي کند به چکه کردن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گونه هايت خيس است؟ باز با اين رفيق نابابت ،نامش چه بود؟هان! باران... باز با "باران" قدم زدي؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداي من!تنها بوي بارانت آرامم مي كند.آرامم كن........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام......!خسته نبودنت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من می دانم .... لرزش دستانم ،زير آواري از رنگها ناپديد خواهد ماند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از شهر تو با ياد تو خواهم رفت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض تنهایی من دوباره می شکند . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیایید ... به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .