♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زین پس فقط درد دل می نویسم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر از تو نمی گویم نه اینکه که دوستت نداشته باشم .....نه ....فقط وادار به سکوتم کردی .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام تلاشش را کرده بود تا غروب خورشید دلش را به تصویر بکشاند عکاس را کشتی ....حالا بخند ......خجالت نکش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رها باش ...من در قفس هم می خوانم تو را........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از تو نمی خوام دلیل وبهونه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رو به این وسعت کبود ضد نور... ضد رنگ... ضد آه... محکوم، که من اینجا باشم و تو آنجا.....بی آه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زین پس سکوت می کنم .....بیش از دل تنگی هایم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر سردی............خزر ...با من.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سحرگاه من و گلها ....تو را بوووووو می کنیم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هر لحظه به یادشی......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .