♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیـشـب بـه یـادت بـودم !!! بـاران مـی بـاریـد ... آن عـابـری کـه زیـر بـاران می خـنـدیـد !!! مـن بـودم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دسـتـانـم شـایـد اما دلم نمی رود به نوشتن! این کلمات به هم دوخته شده کجا ، احساسات من کجا . . . ایـن بـار . . . نـخـوانـده مـرا بـفـهـم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی اگر مرا یافتی آرام از کنارم بگذر ... بی آنکه لحظه ای بمانی ! شـــایـــد در گوشه ای کسی کمک بخواهد ! و هـنـوز دیـر نـشـده بـاشـد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده بگویم ... صدای نفسهایت را کم آورده ام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی خواستم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود . اما این روزها ... کاری از دستانم بر نمی آید ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ... که می گویند عشق نیست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودن و نداشتن ... چـــه تــنــاقــض دلــگــیــری .!.!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یک معامله نیست !!! ساده باید گفت: دوستت می دارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای حرف های سردت روی قلبم تیر می کشد پوکی اعتماد گرفته ام و روی حرف های عاشقانه مدام زمین می خورم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای دریا می آید سرت را بر سینه ام اگر بگذاری... نامت مرواریدی ست که تا "نفخ فی صور" در بطن های قلبم به مِهر می درخشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی بغض چادر زده روی این حنجره ی شکسته و اشک آرام و بی صدا راهش را کج می کند به سمت چشمانم بی تو چه کنم...!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیراهنت را گرگ بدَرَد یا زلیخا فرقی نمی کند یوسف که باشی کور را شفا میدهد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .