♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پدرم نه تفنگ شکاری از پدرش به ارث برده نه دندان طلا و نه حتا الاغ پیری را که تمام ارث پدرش بود پدرم، فقط تنهایی را از پدرش به ارث برده این که آرام گوشه ای بنشیند غمگین شود و فراموش کند خاکستر سیگارش را بتکاند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دشت و آوار پرستو ....نگاه التماس بچه آهو...رسیده روی نعش تازه ،مادر... خجالت می کشد از دیدن او...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی شبیه ِ زنده،زنده،سوختن دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ترجیح میدهم سایه ام باشی و دنبالم بیایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سلام نگفته می روی و جا پایت محو می شود پشت هم شکلات می خورم و شکلاتی می نویسم دلزده باشم یا نه جدا می شویم هوای باغچه در بند است و فکر می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر توی دلتنگی های دنیا پیچ خورده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مسخ مي شويدو مست مي كنيد توي حلقه گيلاسي به سلامتي هيچ كس تمام كه شد تازه مي فهميد دنيا چقدر كوچك است لا به لاي هر شرابي كه بنوشيد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما گذشته ای دوریم که خیالمان گم شده در کودکی بزرگ شدیم بادبادک را بدون نخ به باد سپردیم وقلب هامان بید خورده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز جمعه بر کشورها چه گذشت؟ + تصاویر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر صدایم نمی لرزد برای یک فریاد ! برای اینکه دنیا بشنود ، برای اینکه قلبها بلرزد، برای اینکه بگویم عاشقم ، هم عاشق تو ، هم عاشق بارانی که مرا عاشق تو کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا از خویش مران من کسی هستم که شب را با گریه هایم به صبح پیوند میزنم من اگر بخواهم فردا هرگز نخواهد آمد من همین امشب زندگی ام را در بستر نبودن هایت به پایان میبرم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .