♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از قحطی تصویر خویش می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو بی خبری از مور مور خاطرات زیر پوست سیاه جاده ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تنهات میزاره ....وقتی خبری ازت نمیگیره ....وقتی خنده اش رو با کس دیگه ای تقسیم میکنه ....وقتی بودن یا نبودنت ارزشی نداره ....یعنی خیلی تنهایی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر شب لا به لای لایه هایی از دود و غم می خوابم کم کم رویایی نمی بینم آه آیا مرگ عادتی این چنین نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انجماد قلب ها را از خشکسالی چشم ها می توان فهمید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم را بسته ام و حواسم نیست که دنیا با من است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دشمنم به من گفت :"دشمن خویش را دوست بدار ".من نیز اطاعت کردم و بر خود عاشق شدم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده ای که با قفسش کنار آمده احساس آزادی میکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی از یخ كردن های ما از سرما نیست! لحن بعضیها؛ زمستونیه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در امتداد تکرارهای بی سر و ته ترا میجویم تو را تو هر چند نمیدارمت خانه بوی رز میدهد هنوز وعلافی برای حرفهایی که دیر میکنند علفهای سبز شده را گره میزنم هر چند نمی دارمت کنارم مینشینی هنوز و هنوز یادم می رود یک روز صدایم شدی وتمام قوره ها سرکه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از آجیل سفره یلدا فقط چند پسته لال مانده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـورشـیـد از آنجـــا کـــه غــروبـــ مــیکنـــد طـلـوع نمــیکنـــد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .