♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این تیرها که می کشد سرم ترکش های نبودن توست، ولی می دانم تمام تیرهایم فردا تمام می شود، آماده ام تا با دست خالی مغلوب شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را می بازم به تاوان تمام جرزنی های کودکی فصل قایم باشک های بی هوا در تودر توی تقدیر... ترانه های بی صدا به بکارت حنجره ات آویخته بخوان و تقسیمم کن بر صفر که بی نهایت باشم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیر شدیم....پیر تو ای دنبالر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنت شیشه عمری شکسته ست که تکه هایش زنده بودنم را سخت می خراشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چنین بی کس شدن در باورم نیست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر حرفی برای گفتن بود دیوارها خفه نمیشدند...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرو های باغ من خشکیده اند چون تو دیگر جویبارم نیستی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهویی که زیر دندان شیر طعم مرگ را می چشد نیر آرزوی پرواز دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش من تو بودم .....کسی مثل من .....من را می پرستید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی بدونه آنکه ما بفهمیم با اجل قرار ملاقات می گذارد..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .