@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ از پیچ خیابان پرواز میکنم بالای درختی مست از بوسه گنجشکی غریب که آواز یادش رفته و اشاره میکند به آشیانه اش که کلاغ در آن تخم گذاشته و چه بی پناه قفس را فریاد می کشد!
@✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌ نشسته ام روبروی پرنده ای که از چشم خورشید می آید ! دلم شعر می خواهد! سکوتی هزار ساله اما به لبهایم آویزان شده! از کنارم رد می شوی نترس! این مرده ی متحرک اواسط قرن خوابش برده !
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ از تمام شعرها بیزارم ، از نوشته ها ... و تمام نویسندگانی که حتی نمی توانند اولین حرف نام تو را بر ثانیه های فردایم حک کنند بعد از تو خود را محکوم کرده ام به دیدن عکسی که بین مرگ و زندگی لبخند می زند
@❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥ بی خوابم امشب از دلتنگی رفیق! تورا نمی توان یاد نکرد کنار ستارگان سوگوار پشت اشعار بی سایه امشب خورشید هم بی خواب مرورگر غزلباغ وجودت شده پای آن بید مجنون در خود می گریم می شنوی؟! من را هضم این دلتنگی درد این کوچ و فراق می کشد آخر چگونه بی صدای غزلت خواب به ما برسد
@˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙ اینجا کسی سقوط کرده حجم کوچکی از پوست و استخوان بر بالینش اردکی زشت در آرزوی قو شدن لنگه کفشی خسته از پیدا نشدن و شاهزاده ای که هرگز دنبالش نگشت !
@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند، بسیار کند بر آنها که می هراسند، بسیار تند بر آنها که زانوی غم در بغل می گیرند، بسیار طولانی اما... برای آنها که عشق می ورزند زمان را آغاز و پایانی نیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .