دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

امشب، در اندیشه باران خورده ام، چه کسی قطره ها را می چیند و، طراوتشان را، به لبان خشک بهانه هایم می بخشد؟ چه کسی؟ برترکهای خسته کوزه خیالم، مرهم آبی می کشد شاید حادثه ای کنده خیال او را، به ساحل تن من، رسانده است نمی دانم اما دیگر فاصله ائی نمانده، من در ژرفای احساس تو شنا میکنم، تا فردا که در گنجه خیال تو پنهان شوم چه زیباست، این پنهان شدن و دیگر پیدا نشدن همچو، بادبادک دست کودکی، که در اوج بی صدائی میرقصد یا قایق کاغذی که، در تشت آسمان بی آب می رود

damla
damla

انسانهای موفق دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند. متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

damla
damla

چــقــدر گـریـه و زاری؟ ، کـی تـمـومـه بـی قـراری؟ کـی میای پیشم بمونی؟ ، کی تو ناممو می‌خونی؟ راسـتـی تـو مـیای کنارم؟ ، تو می‌دونی بی قرارم؟ غــیــر تــو کــســی نــدارم ، زود بـیـا تــاب نـمـیـارم راه مـن از تـو جدا نیست ، دل من که بی وفا نیست داره تـو غـمـت مـی سـوزه ، مـیدونی دنیا دو روزه؟ تو میگی عاشق نمی‌شم ، تو نمی‌مونی به پیشم امـا دل حـالـیـش نـمـیشـه ، آخـه عشقت زندگیشه

damla
damla

هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند ... حرف نمیزنند ... راه می روند ... نفس میکشند ... ولی چیزی حس نمیکنند ! فقط فکر میکنند و فکر میکنند و فکر میکنند ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

بغض هایم را لا به لای اشک های تو می جویم، که سرچشمه ی پاک عشق، آنجاست... در حیاط دلت، کنار حوض دلتنگی...

damla
damla

یک نگـــا ه د لـم چــون بـا د ل او. آشنــا شـــد د ل همچـوحــریــرش جا بجا شد بخـود گفتـم که این دل پُرتمنا ست تمـا م مـا جـرا با یک نگــا شـد

damla
damla

بخاطر میخی نعلی افتاد. بخاطر نعلی اسبی افتاد. بخاطر اسبی, سواری افتاد. بخاطر سواری, جنگی شکست خورد. بخاطر شکستی, مملکتی نابود شد. و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

چقدر در سکوت و خلوت و خاموشی باید دست و پا بزنم؟ چقدر در لابه لای شعله های آتش انتظار پر و بالم بسوزد و من ضبحه نزنم و خاموش بمانم!! چقدر به حوض خالی و یخ بسته حیاظ خیره بمانم و در انتظار ماهی قرمز باشم؟ چقدر به آسمان ابری و تیره خیره بمانم و در حسرت مهتاب و ستارگان باشم ؟چقدر شبهایی پنجشنبه را گریه کنم؟ چقدر روز و شبها را بشمارم تا تو بیایی!!

damla
damla

مهم نیست فردا چی میشه مهم اینه که امروز دوست دارم مهم نیست فردا کجا میری مهم اینه هرجا باشی دوست دارم مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوست دارم مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوست داشته باشم...

damla
damla

شونه هام وقف سرت وقف تموم گریه هات چشم من وقف نگات وقف تموم خنده هات گوش من وقف صدات وقف تموم قصه هات لب من وقف لبات وقف تموم بوسه هات دل من وقف وفات وقف تموم غصه هات عمرمن هدیه به تو وقف تموم لحظه هات...

damla
damla

بی توبردوش دلم خاطره ها سنگین است بی تو اوای خوش چلچله ها غمگین است بی توشایدگل گلبرگ شقایق ابیست بی تو یک ثانیه ازعمر برایم سالیست..

damla
damla

شب از نیمه گذشته و من در هجوم روشنی دست ها ی بی اعتماد... در برخورد باران باورها ی شکسته و خاک ... راه خانه ام را جایی همین نزدیکی ها روی یکی از همین ریسمان ها ی بهم ریخته گم کرده ام انگار... شب از نیمه گذشته و جز باد صدای هیچ پایی میان سکوت شبانه ام پرسه نمی زند... باید تندتر بروم... اما من به پرده هایی این چنین تیره که روی تمام پنجره های شهر دلمه بسته اند عادت ندارم... من از اضطراب روشن این همه خاموشی می ترسم... شب از نیمه گذشته و من در برخورد این همه دیوار گر گرفته ام انگار... راستی من راه خانه را در کدامین کوچه... روی کدامین ریسمان... به کدامین باد... سپردم تا خشک شود... که این گونه گیج می زنم هنوز!

damla
damla

انگاه که دفتر محبت خاطرات را ورق زدی انگاه که زیر پاهایت خش خش برگ های حرف هایت را حس کردی هرگاه میان ستارگان آسمان، تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار هم که شده در گوشه ای از ذهن ملامت بار خود از ته قلبت فریاد بزن همانگونه که من آرزوی فریاد نامت در خاطرم ماند فریاد بزن : یادت بخیر

damla
damla

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم : یک بخش اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه : ۱. عطش دیدنه تو ۲. شوق با تو بودن ۳. و اندوه بی تو بودن .

damla
damla

هنوزم چشمای تو... مثل شبای پر ستارست هنوزم ..بودن با تو مثل يک عمر دوباره ست هنوزم وقتی می خندی... دلم از شادی می لرزه... هنوزم با تو نشستن ... به همه دنيا می ارزه... اما افسوس ...تو رو خواستن ... ديگه ديره... ديگه ديره... ولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گيره... نمی گيره .... ....