damla
لحظه دیدار ، یک لحظه رویایی و فراموش نشدنی... نفسی تازه ، دلی عاشقتر از همیشه و آرزویی که به حقیقت پیوسته است... میشمارم تک تک ثانیه ها را ، مینشینم به انتظار طلوعی دیگر و حسرت روزهای لبخند و شادی را میکشم !
damla
تقدیم به او که آمد ولی نیست...نگاه کرد ولی ندید... گفتم نشنید...اینجا خانه ی اوست ...میداند ... کلید ش در دستان اوست... ولی هیچگاه وارد نمی شود . من نگاه مهر بانش را تمنا دارم ...او ...نمی دانم
damla
پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
damla
عاشق شدنم خودش یجور بد شانسیه...
damla
مهم نيست که او مال تو باشد... اگر مي داني در اين جهان کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي کند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد مهم نيست که او مال تو باشد مهم اين است؛ که فقط باشد زندگي کند لذّت ببرد و نفس بکشد
damla
رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم/ قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم/ آنكه يك روز دل به نگاهش داديم/ خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم/ عشق بازيچه شهر است ولي در ده ما/ دختر عشق نجيب است بيا برگرديم... ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا تَرَک برندارند
damla
اینکه نامش زندگیست مرا کشت حیران مانده ام آنکه نامش مرگ است با من چه میکند!؟
damla
سلام....................................
damla
مــــجازی شـــادیم مــــــجازی عـــــــــاشق می شویـــــم مجـــازی همدیگه رو دلــــداری میدیم امــــــــــا واقـعی تنـــهاییم واقعی درد میـــکشیـــم !
damla
تا قلم بدست مي گيرم بغضم شعر مي شود ، کاغذ سياه مي کنم ، اشکهايم با کلمات يکي مي شوند و سکوت،موسيقي لحظه هاي من مي شود .......
damla
من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم
damla
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته. اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی. چون تلخترین شیرینی روزگاره
damla
بهبودی يعني:خداوند،عملکرد،صبر
damla
هـمـین نزدیكى ها بود كه دیدمت همین حوالى ، همین دیروزهـا تو شعر دیدى از من و من ، شور از تـو اكنون اینجا بى تـو ، دلم براى عشق گرفته است براى شـعـر ، براى شـور حتی اگر کنـار من نباشی ، من تــو را زندگی خواهم کرد در جاده ها تو را خواهم یافت ز تقویم ها تو را خواهم ربود ، با خیال تو خواهم رقصید گمان مبر که بی حضور تو تنها خواهم ماند گمان مبر که غمگین خواهم شد من تو را تا زمانی که سیر سیر شوم زندگی خواهم کرد . .