damla
اگر توانستی (( نفهمی)) می توانی خوشبخت باشی !
damla
گاهي اوقات بايد خداحافظي کني ، با آدم هايي که دوستشان داري... آنها را به خدا بسپاري ، و به او اعتماد کني... بروي و ديگر هيچوقت بازنگردي ...!
damla
مــــن و تـــو ای همــه خـــوب! مـــن و تــــو ای همــه نـــــاز! کـــه چکـــد از نـــگهم بــــر نــگهت مـــوج نیـــاز همچـــو دو عقـــــربــه (گـاه شمـاری) هستیم روز و شب در پی هم در تک و تــاز پـــایمـــان بستـــــــــــه بـــه هـــم لــیـــــــک افــسوس، افـــسوس سرمان بر سر یک بــالیـن نـیست بستـر سینـه ام از پیکـر مـهتابـی تــو سخــــت خـــالـــی مـــانـــــدســـــت دست ایـن (گــاه شمــار) روی انگشـتری آغـــوشــم پیکــــر هــمچو بــرلیــان تــــــو را ننشـــانـده اســـت مــــن و تــــو ای همــــه عـــشق! هـــمچو دو عــقربــه یــک ساعــت پـــایـــمـــان بستــــه بهــــم لیــک یکــشب سرمــان بــر سر یــک بــالــین نــیست وه چــه لــذت بــخش است ظــهر ایـــن (گــاه شمــار) بـــــا همــه تـــاب و تبـش و از آن زیبـاتـــــر حـــالت نیمـــه شبش!
damla
هی فلانی ؟ ... می گویند رسم زندگی چنین است ؛ می آیند ... می مانند ... عادت می دهند ... و می روند ... و تو در خود می مانی ... و تو تنها می مانی ... راستی نگفتی ... رسم تو نیز چنین است ؟ ... مانند فلانی ها ؟
damla
کوچکتر باشد یا بزرگتر , چه فرقی میکند؟! باید آنقدر مرد باشد که پای حرفش بماند تا به آرامش برسی! و گرنه دهان هر نامردی بوی بد " دوستت دارم" های الکی میدهد...
damla
مي بويم گيسوانت را ، تا فرشته ها حسودي كنند ! شانه ميزنم موهايت را ، تا حوري ها سرك بكشند از بهشت ، براي ِ تماشا... شعر مي گويم براي ِ تو ، تا كلمات كِيف كنند.. مست شوند.. بميرند ...
damla
نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل آفرین دل مرحبا دل ز دستش یکدم آسایش ندارم نمی دانم چه باید کرد با دل هزاران بار منعش کردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل به چشمانت مرا دل مبتلا کرد فلاکت دل مصیبت دل بلا دل ازین دلدار من بستان خدایا ز دستش تا به کی گویم خدا دل به تاری گردنش را بسته زلفت فقیر و عاجز و بی دست و پا دل بشد خاک و زکویت بر نخیزد زهی ثابت قدم دل با وفا دل
damla
او که می گوید به وقت ِ سرودن ، غرق ِ شادمانی بودم ! دروغگوی بزرگی ست... "شعر" ، اولاد ِ اندوه ِ آدمیست ...!
damla
مَـردی و نامـَــردی، جنسیت سرش نمی شود معــــرفت که نداشته باشی ..........نامَـردی.!
damla
اشک من جاری شد… جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو … عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست
damla
يادته زير گنبد کبود تو بودي و کلي آدماي حسود؟ تقصير همون حسوداست که حالا هستي ما شده يکي بود يکي نبود...
damla
این روزها ، سهم ِ من از داشتن ِ تو ، فقط خوابیست که برای "آمدنت" میبینم ...!
damla
گذشت انتقامیست آرام!!!چه كه اورا بدست وجدانش رگ میبریم...!!!!!
damla
سلام همشاد هستي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟