Hanieh
همه ی حرفها "دلت" رانشانه میروند... یامیخواهند دریچه ای بسوی ان بازکنند وکشف رازکنند... یا میخواهند تیشه ای بردارند وریشه اش رابزنند... ویاازجنس نورندومیخواهند برتاریکی اش بتابند... پنجره ی دلت رابه روی هرحرفی بازنکن... همین...
Hanieh
آروزهایم اگر بال داشت آویزان قاصدک نمی شد
Hanieh
از بهارِ تو یک شکوفه مرا بس
Hanieh
تو را مرور میکنم تا خاموشی من نشانه ی فراموشیم نباشد .
Hanieh
شاید آرام تر میشدم فقط و فقط …….. اگر میفهمیدی….. حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نــــوشته نشده اند!! ولی حیف ک نمیفهمی
Hanieh
عشق یعنی شب نشینی با خدا گفتگو با ناله اما بیصدا
Hanieh
تو در هوای تمام شعرهایم جا مانده ای! خودت را که میگیری از بیت هایم، هوای جملاتم ابری میشود… با من بمان، تا پاییز شعرهایم با تو اردیبهشت شود…
Hanieh
هرلحظه بهانه تورا میگیرم هرثانیه با نبودنت درگیرم حتی تو اگر بخاطرم تب نکنی من یکطرفه برای تو میمیرم
Hanieh
می گویند
درد را از هر طرف بنویسی درد است
نمی دانند
درد را از طرف تو اگر بنویسند
شعر می شود
Hanieh
گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم ! باهمه سردیت، هنوز برایم گرمترین حس دنیایی …!
Hanieh
از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم " خوابم می آید " می گویم " یـارم می آید " وعده ی مـا ، همـان رویــای همیـشـگی . .
Hanieh
من بی تـــــــو در هجوم جهان غرق می شوم!!!
Hanieh
زندگی ... کجای این خیابان منتظر من است که از هیچ کوچه ای به آن نمی رسم؟!
Hanieh
فاصلهی زمین تا آسمان را
آسمان پُر میکند
فاصلهی من تا تو را، تو