آروین
ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ اﻣﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻧـﻤـﻴﺸﻪ ﺑـﻴﺎي دوﺑﺎره ﻧﻤﻴﺸﻪ دﺳﺘﺎت ﺗﻮ ﮔﻠﺪون ﮔـﻠـﻬـﺎي ﻣـﺮﻳـﻢ ﺑـﺬاره
آروین
ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ ﭼﺸﺎم ﺑﺒﻴﻨﻦ ﻃﺮح اﻧﺪام ﺗـﻮ داره زﻧﺪه ﻣﻴﺸﻪ ﺟﻮن ﻣﻴﮕﻴﺮه ﭘﺎ ﺗﻮي اﺗﺎق ﻣﻴﺰاره
هذيان با آيينه
دلم میخواست 1000مین پستمو یه جایی بزارم که تنهایی هامو پر میکرد نه اشتباه نشه من تا حالا تو این گروه پست نذاشتم منظورم مدیر این گروه آقای انوشه است استاد عزیز پدر مهربان تر از جانم حالا که نیستی جای خالیت هر لحظه احساس میشه هر جا هستی موفق باشی@Feryad
آروین
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش
آروین
چی بگم از کجا و از کی بگم دنیا اونقدر بزرگه که بتونه غم نبودنت را برام جبران کنه پس برو واسه همیشه...
آروین
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آروین
دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه می شه لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه می شه
آروین
سلام به همه دو ستان نازنینم.
آروین
كدوم حسی تو رو از من گرفته مثه تنهایی دل آرومی ندارم من تو این لحظه كه اینجایی به دنبال یه خورشیدم تو تن برفی دستات خیالت پی كی رفته من و رد می كنه چشمات
آروین
نگاهت با منه اما خیالت رو نمی دونم تو این راهی كه میرم من یه بن بستیه می دونم من از حادثه لبریزم تو و خواب پریشونی نگاهت می كنم اما نگاهم رو نمی خونی تو آغوش كدوم رویا تو رفتی كه فراموشی صدات كردم و مثل شب سكوتی سرد و خاموشی