آروین
دختر : مامان من عاشق یه پسری شدم! مادر: چند سالشه و چی کار می کنه؟ دختر: 3 ماهشه و لگد میزنه تو شکمم!
آروین
سوی شهر خویش آیم بازو دیوار از هوایش زانکه دیوار آهنین ملکیست، هیچستان دیارت .....
آروین
پشت منو تیزی اینا زن و شوهرن تو این قافله حرومیا بام همسفرن که پشت هر لبخندشون کمینه یه گرگ شرمندم دنیا اینه دست میدن و دلا پر از زخم و کینه خاکی باشی میشاشن روت فکر میکنن زمینه نزنی اونا میزنن ضربات سنگینه قدم بذاری یا ورداری زیر پات مینه شک به تنها چیزی که دارم اعتماده از اینا که خوبن و ملو دورم زیاده از این سیاسی پیسیای استفراغی منگل گاگول یه چیز استثنائی باید باشی و ببینی شکل این اسکلیسمو افت داره واسم لیست کنم اسم و رسمو که هر ننه قمری بیاد و توجیم کنه حاجی لپ کلام بگم اوضامون بده واسه ما دو دو تا سه تا ، خیلی کره اگه بگم کف میکنی که پس تز نده نفهم شاعر تمونی با کمکی بنگه نباشه کف میکنه و هی قافیه تنگ قد نخد نمیدونه از ..... و .... کلاه چپی میذاره واسه ما و میشه لورکا تا حرف که میشه هر کدومشون انیشتینن فرق بین گه و گوشت کوبیده رو نمیفهمن نفهم لوده دلقک قلم به مزده میشینه کک میزنه تو [!]بوک تز میده روشن فکرانه از دول عمو بالا میره فکر میکنه که حالا عدد واسه ما
آروین
اگر تو در برابر هر بیعدالتی از خشم به لرزه می افتی؛ بدان که یکی از رفقای من هستی
آروین
تو این تقویم دل مرده کسی اشکاشو نشمرده کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده
آروین
ساعت های غرق خوابو این منه بی تو خرابو یادت هرگز نمی مونه نمی مونه نمی مونه