leila
آن سوی همه ی دلتنگیها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه ی نداشتنهاست...!
leila
حالا که رفته ای، این روزها دلتنگم دلتنگم که رفته اند، آن روزها...!!
leila
دخترکم هیچگاه هم آغوشی هایت را با عشق مقایسه نکن هیچ مردی در رختخواب نا مهربان نیست... "چارلی چاپلین"
leila
بــــــاران … بهانــــــه ای بود … که زیر چتــــــــــر من ، تا انتهای کــــــــــوچه بیایـــــــی کـــــــاش … نه کــــــــوچه انتهایی داشت … وَ نه بـــــــاران بند می آمــــد
leila
زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند دیروز به تاریخ پیوست فردا معما است و امروز هدیه
leila
نه سکوتت میشکند ! نه غرورت ! نه بغضم .... وای بر من که محصور این سه ام ......
leila
گشتم نبود !!! نگرد .......... مردانگی را میگویم !!! نه در مردان سبیل کلفتش بود نه در وجود زنان ظریفه اش !!!! حالا تو بگرد !!! حتما هست !!! نا مردی را میگویم !!! در وجود همه !!! حتی من ...... حتی تو !!!!
leila
دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ ، دست تمنایی به سویم دراز کرد ، خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه ... دنیا عوض شده ، کودکان به دنبال نانند و ما ؟!؟!؟!؟
leila
خدایا ببخش که نان تو را می خورم و فرمان شیطان می برم
leila
به چشمان تو دل بستم... ز چشم خلق افتادم تو با من باش٬ باشد وصله ها ناجور تر بهتر
leila
سر به گوش هم میگذاریم و میگوییم... دوستت دارم از چه میترسیم...؟ فردا دوباره می توانیم انکار کنیم !!!
leila
می خواهم گریه کنم! وقتی که زبانت می گیرد و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟