كامياب
آنگاه که خمارِ یک لحظه دیدنِ تو می شوم به گمانم شراب هم به مستیم حسادت می کند
كامياب
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .
كامياب
من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...
كامياب
هیچ نخورده ام ! باور کن! جز یه جرعه خاطره! اما هنوز در گلویم مانده!
كامياب
دلم تنگ است... دلم ميسوزد... نه ديداری... نه دستی بر سر ياری... مرا آشفته ميداند تو آشفته آزری... تمام عمر بستيم و شکستيم به جز بار پشيمانی نبستيم... جوانی را سفر کرديم اما نفهميديم به دنبال چه هستيم!
كامياب
مشامم آکنده از بوی تنهاییست! من به تنهایی، لبریز تنهاییم!
كامياب
روز خوبي داشته باشيد دوستان خوبم تا ديداري ديگر در پناه حق خدا نگهدار
كامياب
خودم را ببرم، خاطراتم را ببرم، حرف های مانده پشت سرم را ببرم، اشک های ریخته ام را چه کنم.....؟
كامياب
می پوسم در این تاریکی و اشک اگر باز بر من نتابی....
كامياب
ن روزها، صدای ِ تو در گوشم می پیچید و خوابم می کرد؛ این شب ها، صدای ِ تو در دلم می پیچد و بیدارم می کند .......... ..... ...
كامياب
این روزها زیاد میخوابم ... خیلی زیاد و تمام نیستیهای تو در خوابهایم هست میشوند تو به معنای واقعی کلمه رویای منی رویای من !!!