دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

كاش هرگز از تكيه به شانه هايم نلرزي كاش روزگارت را درد نباشم كاش بداني آنچه نميگويم

كامياب
كامياب

آهنگ ادامه دارد و او که آرام می رقصد دوست دارد بایستد,اما نمی تواند. حالش از این آهنگ به هم می خورد. دلش می خواهد گریه کند اما باز هم نمی تواند. کوکش را ندارد. ... کسی آنطرف تر روي تختش خوابیده و مثل همیشه برای آنکه خودش را آرام کند دخترک جعبه موسیقیاش را نا آرام کرده است ..

كامياب
كامياب

وقتي حواست هست زيبايي وقتي حواست نيست زيباتريني حالا حواست هست؟!.....

كامياب
كامياب

ما همه خوبيم . از كنار هم كه ميگذريم خميازه مي كشيم تا به هم يادآوري كنيم سالهاست تنمان بوي خواب گرفته است...

كامياب
كامياب

غروب ِ روز ِ دیگری در جهنم ... نشسته ام ، در شلوغ ترین سلول ِ انفرادی ... مات زده ٫ زل زده ام به ادمک های دور و برم ... ته مانده ی هوای ِ مانده ی اینجا رو به ریه هام سهمیه بندی میکنم ... دیگه سنگ ، روی زندگیم بند نمیشه ... دراز میکشم کف ِ چشمهای نیم باز ِ خدا ... یکی این چراغ ِ لعنتی رو خاموش کنه ... چه تنفس های گرانی با ارزان ترین هوا ... کمیاب ترین عشق ها دیگه ارزان ترین کالا شدند ...

كامياب
كامياب

هر لحظه ی زندگی ، زیبایی ِ وحشتناکی به قلب ِ آدم نشونه میره ... اما تو ، در لحظه ی بی لحظه گی با تمام ِ دغدغه ات سراغ ِ فاصله ای رو میگیری که با متر هم نمیشه سنجید ...

كامياب
كامياب

سلام دوستان خوبم شبتون بخير

كامياب
كامياب

روز خوبي داشته باشيد دوستان خدا نگهدار

كامياب
كامياب

تمام جوارح ام به اتفاق تو را رهبر قلب من می دانند شورشی محبوب من اما دیکتاتوری گمراهم که باید از تک تک اندام تنم آثار تورا حذف کنم

كامياب
كامياب

نفس می کشم نبودنت را نیستی... هوای بوی تنت را کرده ام می دانی؟ پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران... مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم ...

كامياب
كامياب

شکستن خـــرد کردن ســــــــوزاندن خاکســـــتر کردن به باد دادن... از هر انگشتت یک هنر می بارد !

كامياب
كامياب

شکــــی نیست ! تو همیشه دلســوزی ... گاهی به صفت تشبیهی گاهی به صفت فاعلـی

كامياب
كامياب

گلستان کن شعله های نا امیدی ام را با نیم نگاهی تا ابراهیمانه از آن بگذرم که در آتشم این روزها از سردی َت ...

كامياب
كامياب

چه خاک حاصل خیزیست... جوانی من...!!! حسرت ها به سرعت ثانیه ها می رویند...!!!

كامياب
كامياب

جلوی آینه هزار جور چشم و ابرو کج و راست می کنم که مثلا عمیق تر شود اخمم!! توی خیالم هزار برنامه می چینم که یک هوار اخم تحویلت بدهم که مثلا عصبانی ام از بس که خشک شد چشمم... از بس که دیر کردی! ولی قنج می رود ته دلم هر بار که می گردانم سرم را به خیال رسیدنت! قند آب می کنند ته دلم به خیال آمدنت! به خیال باز شدن اخم هایم دانه دانه با صدای قدم هایت! و باز خراب می شود اخمم.... و باز آینه!