كامياب
وقتی که ازدوری توتموم میشه تحملم.دردلم دادمیزنم خیلی دوست دارم گلم
كامياب
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد
كامياب
درمسلک ماسوخته دلان صبرحرام است*این بخت گهی تلخ وگهی نیزبکام است*گرچه مااهل شب ومسجدوتسبیح نباشیم*درمذهب ماحق رفاقت به تمام است*
كامياب
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .
كامياب
جالب است! کسی سکوت را تفتیش نمی کند برای سخنرانی یک لال هورا نمیکشند کوری که ونوس را ندیده نسترن٬ اطلسی٬ یونجه برایش فرقی نمی کند مهم ابی عشق است که مرده ی هزار ساله نیز آن را می فهمد
كامياب
چــه خوش خيـال است فــــاصلــه را مــــے گويــم بــه خيــالــش تـــو را از مــن دورکـرده
كامياب
...........ديگـــر دلـــ ــ ــم در تن ــَم بنــــ ــد نمیشــــود به دادمــ بــــرس
كامياب
زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها . . .
كامياب
غریــــبه بود... آشـــــــنا شد عـــــادت شد... عــــــــشق شد... هســـــــتی شد..روزگـــــــار شد... خســـــــــته شد... بی وفـــــــــا شد... دور شـــــــــــد... بیـــــــــگانه شد... حــــــــــسرت شد...فراموش نـــــــــــشد..
كامياب
امیری به شاهزاده گفت: من عاشق توام، شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است ، امیر برگشت و دید هیچکس نیست، شاهزاده گفت: عاشق نیستی! عاشق به غیر نظر نمیکند
كامياب
آرامشی میخواهم خلوتی میخواهم و تو که سُکوت کنی و من گوش کنم . . .
كامياب
آرامشی میخواهم خلوتی میخواهم و تو که سُکوت کنی و من گوش کنم . . .