دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

آهای شیرینی های حقیقی از بس که قند رویاهامو خوردم مرض قند گرفتم دارم میمیرم هنوزم میلی به ملاقاتم ندارید؟

كامياب
كامياب

در هوای نبودنت دلم میلرزد میترسم به سرنوشت حباب ها دچار شوم نزدیکتر بیا بگذار به راه دلمان ادامه دهیم مقصد همان غار آدم و حواست میخواهم حوای قصه های عاشقانه ات شوم لطفا آدم غصه های دلتنگی من باش

كامياب
كامياب

شبایی که برف میاد دوست دارم پنجره اتاقمو باز بذارم و برم زیر پتو اینجوری هم لذت سرما رو حس می کنم و هم لذت گرما رو در حالی که لذتش برام هیچ لذتی نداره اسم این وضعیتو میذارم : تنهایی

كامياب
كامياب

جایی خودم را جا گذاشته ام. میون منطق و احساس. نه... گم شده ام. حالا نه از روی عقل تصمیم می گیرم. و نه احساسی مانده برای دهن کجی به عقل ! روند مسخره ای است. خاکستری.خنثی. بی تفاوت. چیزی آن ته توی وجودم یخ زده است به گمانم.

كامياب
كامياب

می ایستد ، دلم ، زبانم و بودنم اما تو می روی که نشانم دهی چه تلخ آن روزها گذشت برایت بدون من آن روزها چه تلخ .. آن روزها چه زود ... خالی بدون تو ؛ خالی بدون من .

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
3.jpg كامياب

جایی می خواهم برای زیس تن ...

كامياب
كامياب

@گـلـپــری هر شبا ، نصفه شبا میاد تو خوابم و میگه : خدا مرگم بده ، ای وای ، شما تب دارین هنوز ؟ من میگم : تب که نه ، این آتیش عشقه ، چیزی نیست ... اون میگه : خدارو شکر ، پس چیزی نیست ، بازم بسوز .

كامياب
كامياب

@بهاره دستهایم خالی ، شانه هایم پر از نیاز ، قلبم تنهای تنها ، سهم من از عشق ،آوارگی در سرزمین عشق گرچه در کنارم نیستی اما امروز نیز مثل روزهای دیگر برایم روز عشق است. شد شش روز

كامياب
كامياب

به جرم عاشقی محکوم به تحمل این دلتنگی هستم، منی که تا به حال جنایتی نکرده بودم اینک در بند و زنجیر فاصله ها گرفتارم. لحظه ای حتی در خواب به ملاقات من بیا ، شب و روزم یکی شده ، روزهایم تاریک و شبهایم قیامت شده اینجا که هستم تنها صدای تپش قلبم را میشنوم .

كامياب
كامياب

روزهای بی تو می گذرند و من دست از پا درازتر چشمم را به انتظار فردایی که نخواهی رسید دوخته ام ...!

كامياب
كامياب

ابرها، میان باریدن و نباریدن دودل بودند و در رویای خاکستری خود پرسه می زدند! منتظر باران بودم... چه فرقی می کرد؟!! گیرم باران هم نمی بارید منتطر بهانه بودم! . . . !

كامياب
كامياب

مرا چه باک ز باران که گیسوان تو چتری گشوده اند مرا چه باک ز مرگ که بوسه های تو پیغام های قیامند بدرودهای تو تکرارهای سلامند

كامياب
كامياب

روزهای بی تو می گذرند و من دست از پا درازتر چشمم را به انتظار فردایی که نخواهی رسید دوخته ام ...!

كامياب
كامياب

تب و لرز کرده ام .... در تب اشتیاق دیدن تو می سوزم و از ترس پایان نیافتن این انتظار سرد بر خود می لرزم

كامياب
كامياب

پرواز در آسمان مهر من می کنی ولی بر شاخسار عشق‎ دیگری فرود می آیی تار و پود‎ سپید جامه ات قیمت‎ پروانگی‎ من است. فراموش کرده ای ؟ مهم نیست سقوطت را که خواهم دید