كامياب
دستان گرم مرا با رفتنت همچون کوه یخی کردی...
كامياب
میــ ـایـــے ... اما با سکوتــــــ ـ !!! اگــ ـر میخواهـ ـے صرفهــ جویی کنے ... حداقل حسابـــــ ـ این را بکـ ـن: درستـــــ ـ استــــــــ ـ سکوتــــ ـ را نشکستے امّا... مرا ... !
كامياب
از هیچ کار بچگیم پشیمون نیستم جز این که آرزو داشتم بـــــــــــــزرگ شوم
كامياب
ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با یار ِ خود بنشین که من بارِ سفر بستم که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد فلانی یار ِ خوبی بود و من ،قدرش ندانستم . . .
كامياب
سكــــــــــــــــوت -اندوه -اضطراب تو از من هراس و تنهايي اضطراب من ازتو.
كامياب
اتل متل یه مورچه قدم می زد تو کوچه اومد یه کفش ولگرد پای اونو لگد کرد مورچه پا شکسته راه نمی ره نشسته با برگی پاشو بسته نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه تو لونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی خوب بشه پات الهی ...
كامياب
یک روز آفتاب / یک روز بارون یک روز بی من/ یک روز با من یک روز غمگین /یک روز بی غم یک روز همدل / یک روز دشمن ..........تكليف من چيست در اين دو گانگي ها
كامياب
سلام دوستاي خوبم شبتون بخير
كامياب
چشمانم از خاطره خیسه و دلم از دلهره لبریز یا دگاری می نویسم روی سنگ قبر پاییز از غروبی که تو رفتی تا طلوعی که ندیدم نه تو از خودت گذشتی نه من از خودم بریدم
كامياب
من از ان روزهایی میترسم .. . که نفسهایم نقشه ی قتل هم را می ریزند .. . و قلبم ارام . . ارام و ارامتر دنیا را باور میکند .
خاطراتت را
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلجای مسکن میخورم
شاید !
درد نبودنت را جبران کنند...
درد نبودنم يا نبودنت
14 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبل