كامياب
گفتم: سکوت کن ، تا بشنوم ترنم قلبت را اما به جای حنجره ، قلبت سکوت کرد . حال با این سکوت چه کنم؟!
كامياب
شیشه ای در من شکست... خدا کند دلم نبوده باشد !
كامياب
آیا زنده ها میدانند میمیرند ...؟ و باز اینگونه جفا می کنند ..!!!!!!
كامياب
جدال ماسه ها و رده پاهاست اينجا و باراني نيست برهوت واژه است اينجا
كامياب
دلم تنگ و خیالم تنگ برایم تنگتر دنیا نمیدانم چه کس امشب چنین ازرده قلبم را ! صدایت میکنم اما صدایم باز میگردد نگاهت سنگ و قلبت سنگ شکستی راز چشمم را
كامياب
من: چه هوای بارونیاي اون: چه هوای دو نفرهاي...
كامياب
چه سال نحسیه امسال چه روزای بدی دارم آهای تقویم پر پائیز ازت بیزاره بیزارم
كامياب
هنوزم زخمی سیب فریبم اسیر این شبای نانجیبم تو خوبی کن بیا به خلوت من تو که می دونی من اینجا غریبم
كامياب
تو آتشی بودی که در جنگل وجودم قدم زد
كامياب
به ساحل نشسته ای آرام غرق شدنم را نظاره میکنی و آنسوتر که من پنجه در پنجه مرگ کشیده ام ساحل را نه برای نجات تنها برای دیدار تو میجویم
كامياب
رو به روی آینه می نشینم،تا تنهاییم نصف شود،اما انگار آینه هم تنهایی مرا دو برابر می کند...
كامياب
رفتنت آغاز ویرانیست٬حرفش را نزن! ابتدای یک پریشانیست٬حرفش را نزن! دوست داری بشکنی قلب بی قرارم را ٬ دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن!!!