پوریا
به بهشت نمی روم اگر ، مادرم آنجا نباشد "استاد حسین پناهی"
پوریا
گاهی وقتا از نردبان بالا میرویم تا دست های خدا را بگیریم
غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که ما نیفتیم
پوریا
سنگ ها شاید اما گنجشک ها هیچ وقت مفت نبوده اند ! قلبشان همیشه می زند ....
پوریا
گردنم درد میکند از همان وقتی که همه چیز را به گردنه من انداختی دوست نداشتنت را... بی توجهی هایت را... رفتنت را...
پوریا
هر که خود را نصيحت نکند به نصيحت ديگران محتاج خواهد گشت .
پوریا
جدول بی جایزه ای شده ام که هیچکـس حل کردنش را حوصله نمی کند.
پوریا
شده تا حالا یکی رو اونقدر دوست داشته باشی ، که از زور ِ خیالش ، خـوابت نبــره ؟ شده یهو براش دلتنگ بشی و بزنی زیـــر ِ گریه ؟ شده اونقدر گریه کنی که خـــوابت ببـــره ؟ شده ؟ آره ؟شده ؟ بیـخــوابـی هــایـی که بـه گـریـه خـــتم شـد ... از زور ِ دلــتنگـی ِ تـــــو !!!
پوریا
گفتم آرزوهایم را به گور میبرم بی تو
اما فقط قلبم را به یادگار میذارم باری تو
تقدیم به تویی كه همیشه در قلبم هستی.....
یک شاخه گل از طرف یک قلب عاشق تقدیم به تو!
شاخه گلی که با یک دنیا عشق و احساس عاشقانه برای تو چیده ام!
این تنها هدیه من نیست ، قشنگترین هدیه در قلب من است !
همین قلبی که تنها برای تو میتپد !
هدیه من به تو این است :: دوستت دارم دوست من
پوریا
نگرانم, یک پای این پاییزمی لنگد انگار می خواهد ریشه ی برگها را خشک کند و بریزاند.
پوریا
ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند. بره های این حوالی گرگها را می درند. سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مرده ها را می برند!!!
پوریا
همیشه از خوبی های آدم ها برای خودت یه دیوار بساز .... پس هر وقت در حقت بدی کردند فقط یه آجر از دیوار بردار بی انصافیه اگه دیوارو خراب کنی !!
پوریا
اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد میکنید با همسرتان بر خورد میکردید اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید...! اگر هر روز شارژش میکردید...! باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید...! پایِ صحبتهایش مینشستید...! پیغامهایش را دریافت میکردید...! پول خرجش میکردید...! براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید...! دورش یک محافظ محکم میکشیدید...! در نبودش احساسِ کمبود میکردید...! حاضر نبودید کسی نزدیکش شود حتی...! مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید...! همیشه و همهجا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی...! و اگر همیشه...................همراهِ اولتان بود............. با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست...!
پوریا
نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟ ...
پوریا
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی.
پوریا
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم مي کند !
منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است...