دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mardomsalari

mardomsalari
امتیاز: 647.6

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(93 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mardomsalari
mardomsalari

دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند ...... پنهان خورید باده که تعزیر میکنند _ ناموس عشق و رونق عشاق میبرند ..... عیب جوان و سرزنش پیر میکنند _ جزقلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز ...... باطل در این خیال که اکسیر میکنند

mardomsalari
mardomsalari

گر نشوی پخته در این کارزار ...... دهر به دوش تو نهد بارها

mardomsalari
mardomsalari

مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم ..... شهان بی کمر و خسروان بی کلهند

mardomsalari
mardomsalari

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود..... چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

mardomsalari
mardomsalari

عشق من! من ترا می پرستم ..... بی توهرگز ندانم که هستم

mardomsalari
mardomsalari

داد درویشی از سر تمهید_سر قلیان خویش را به مریدی _گفت که از دوزخ،ای نکو کردار _ قدری آتش بروی آن بگذار _ بگرفتا، ببرد و باز آورد _ عقد گوهر ز درج غاز آورد _ گفت که در دوزخ هرچه گردیدم _ درکات جهین را دیدم _ آتش و هیمه و ذغال نبود _ اخگری بهر اشتعال نبود _ هیچ کس آتشی نمی افروخت _ ز آتش خویش هر کسی میسوخت.ز آتش عمل خویش ....

mardomsalari
mardomsalari

مـــرد ی را علت قولنج افتاد ـ تمــام شب از خــدای درخواست کــه بادی از وی جــد ا شود ـ چــون سحر رسید ناامید گشت و دست از زنـــدگی شسته، تشهد میـــکرد و می میگفت ـ بار خــد ا یا بهشت نصیبم فــرمای ـ یکـــی از حا ضران گفت ـ ای نــا دان از آغــاز شب تا ا ین زمـــان التما س بادی داشتی پذ یرفته نیامــد ـ چگــونه تقاضای بهشتی که و سعت آن به انــدازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گــــردد ـ

mardomsalari
mardomsalari

هیچگاه عشق را گدایی نکن ! چون هرگز چیز با ارزش را به گدا نمی دهن

mardomsalari
mardomsalari

عشق او باز اندر آوردم به بند ....کوشش بسیار نامد سودمند__ عشق دریایی کرانه ناپدید .....کی توان کردن شنا ای هوشمند__ عشق را خواهی که تا پایان بری.....بس که بپسندید باید ناپسند__ زشت باید دید و انگارید خوب..... زهر باید خورد و انگارید قند__ توسنی کردم ندانستم همی.....کز کشیدن سخت تر گردد کمند

این ارسال را بازنشر کرده است.
mardomsalari
mardomsalari

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

mardomsalari
mardomsalari

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت می دارم

mardomsalari
mardomsalari

احمد شاملو در نگاهت همه‌ی مهربانی‌هاست قاصدی که زندگی را خبر می‌دهد. و در سکوتت همه‌ی صداها فریادی که بودن را تجربه می‌کند.

mardomsalari
mardomsalari

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت .... به قصد جان من زار ناتوان انداخت __ نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود .... زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت__ به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد ....فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

mardomsalari
mardomsalari

گوهر جام جم از کان جهانی دگرست..... تو تمنّا ز گل کوزه گران میداری

mardomsalari
mardomsalari

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر.....بار دگر روزگارچون شکر آید