کلن تو خانواده من همه روشن فکرن فقط سرکاره من میشه جواب نمیده مثلن یه فامیلمون اومده بود خونمون درباره این که پسرش دوست دختر داره حرف میزد مامانم:جونه بلعخره باس با یکی آشنا شه بعد من گفتم مامان راست میگه مامانم برگشت گفت:مظاهر خدا سرشاهده بفهمم دنبال اینکارا هستی نه من نه تو
آهای تویی که قراره در اینده زن من بشی هیچی خوشا به سعـادتـت دیگه از خدا چی می خـوایچیکار کردی که خدا ایـنـقـدر دوسـتـت دارهخدا شانس بـده وای مـف مـف خـوشـبـخـت شـدی رفتکـــصـــافــــط
با بابام دعوا افتادم چرا مامان منو باردار بود نبوردیش دریآ یا جنگل آخه دکتر گفته اگه به دریا نگاه کنن چشم بچه آبی به سرسبزی نگاه کنه بچه چشمش سبز میشه بعد مامان میگه :نـــه وقتی بچه اولین تکونو تو شکم مامانش خورد مادر هرجا نگاه کرد بچه چشاش اون رنگی میشه وقی تو اولین تکونو خوردی من سقف خونه مادربزگتو دیدم بعد چشمات قهوه ایی شد آخه سقفشون چوبیه تورو خدا شانسو میبینید منم کرم داشتمو جا قحطی بود واسه لگد زدن
چهارشنبه میخوایم بریم تهران از همین الان معلومه والدین محترم میخوان چیکار کنن چهارشنبه شب خونه عموفرداش ناهار خونه عمه شام خونه خاله فرداش ناهار خونه پسرعمو بعد رهسپار منزل پدری میشیم مثلا این وسط من باس تو خونه اقوام خوش بگذرونم
تنها میوه ایی که من دوست دارم موزه آقایون نه بخاطر اون مساله که الان به ذهن شوما رسیده شاید بعضی دیگه هم متوجه شن تنها دلیلی که دوست دارم سریع میشه کلکشو کَند کلن از پوست کردن میوه متنفرم میوه هایی که شامل پوسکندن نمیشن دوست دارم اصن عشق میورزم
بعد پنج شنبه جشن عقد دختر خاله گرامی است بعد خالم ام گفت مظاهر میری سرو وضعتو درست میکنی مث الان که جنگلی هستی نبینمتآ من :خاله جان میخوام با ریش بیام خاله: تو فقط اینطوری بیا منو دختر خاله ات سرکاره تو تلافی میکنیم من: یعنی میخواین ریش بزارین خاله اَند دختر خاله:کصافط من:
بعد یادمه رفته بودیم مهمونی پسرعموم هم اونجآ بود دیدم پَکَره گفت: باهاش دعوا اوفتادم کوتاه نمیاد(مخاطبش) منم رفتم توپیامش تا بتونم عمق قضیه را بفهمم اصن فضول نیستما بعد یه کرمی تو وجودم گُل کرد با گوشی پسر عموم یه پیام بهش دادم خلاصه سرتونو درد نیارم 20دیقیقه ایی آشتیشون دادم پسرعموم :تو چه مارموزی هستی اصن مظاهر یکاری کن هیچوقت مخاطب نگیر من :خووو چرا دیوث تو اهل دوست دختر بازی نیستی مخ طرفو گذاشتی تو فرقون بری توکارش مگه میشه جمعِت کرد البته من این بعنوان تعریف از خود قبول کردم بهش چیزی نگفتم وگرنه واسه فحشی که بهم داد لهش میکردم
ایشالا که خوشبخت بشن و به شادی کنار هم باشن
ولی من تا حالا ازدواج موفقی از این رابطه ها ندیدم، حتی مامان بابای همکلاسیم که امروزی نبودن هم قبل ازدواج با هم دوست بودن حالا جدا شدن
بعضیا هم نسبت به هم شکاک میشن که مثلا اینکه با من دوست شد، ممکنه با هر کس دیگه ای هم دوست بشه
دیشب خونمون مهمون اومده بود بعد یه بچه 3ساله بینشون بود هی میمود دم اتاقم داخل نمیومد مثلن خجالت میکشید معمولا تا یخش آب شه طول میکشه بعد خواهرم بهش میگه برو پیشش این دیونه اس خنگِ کاریت نداره لذا از همینجا کمال تشکرو از خواهر گرامی بابت این تعاریف بسیار زیبا خواستارم
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه