دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

به کسی نگینآ ولی من از بچگی 1ستـاره رو نشون کـردم تو آسمـون میگفتـم این ستاره منههــــــــی ولی وقتی فهمیــدم چراغ دکل مخابراته کمــرم شکست به موت قسم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز همسایه هایه خونه قدیمومن اومدن خونمون بعد من تو اتاقم خواب بودم بعدش بابام اومد تو اتاقم کنارم خوابید بعد سر افطاری برگشت گفت امروز پیش پسرم خوابیدم عجب خواب بود الان فهمیدم واسه چی تا لنگ ظهر میخوابهمشکل از پسرم نیست اتاقش خوابآوره امشب میخوام برم پیشش کلن همه اینایی که بهم گفت تیکه بود داشت بیدار بودن شبام با خوابیدنم تا ظهرو مسخره میکرد

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

روبرومون خونمون طرف خودش طبقه اوله داشت طبقه دومو ردیف میکرد خسته بود از اون بالا سرشو از پنجره در میاره پسرشو صدا میکنه پسر چای دَم بده من چایی بخورم پسرش: من بلد نیستم پدره: تو کتری آب بریز من خودم میام پسره : گاز مگه خاموشه پدره: من: بعد بهش میگه پسر گاز که خود بخودت روشن نیست بعد 5min دیدم صدایه اوفتادن ظرف میاد دیدم داد میزنه من بلد نیستم داخل پرانتز پسره راهنمایی هست تیزهوشانم درس میخونه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یادمه با رفیقم رفته بودیم کافی نت تا یه تحقیق بگیره بعد اونجا یه دختره کار میکرد شماره مغازه را داد گفت فردا زنگ بزن آماده شد بیا ببر رفیقم: حالا نمیشد شماره خودتو بدی دختره خندید گفت من از تو بزرگترم نمیشه حالا تجسم کنید من اون حرفو میزدم دختر پاشنه کفششو فرو میکرد تو مغزم بعد جیغو دادوبیداد راه مینداخت مامور میومد منو میبوردن زندون اِوین حبس میخوردم بجرم آزاو اذیت نَوآمیس مردم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دیروز کلاسه دانشگامون شروع شد با بچه ها قرار گذاشتیم وسطآ مهر بریمولی بنظر خودم بازم زود داریم میرم به هر حال صلاح کار خویش را خسروان دانند

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دانشگاه مختلط نباشه هرچقدر بدی داشته باشه یه خوبی داره اونم اینکه پسرا هروقت عشقشون کشید میرن دانشگاه 12شهریور انتخاب واحدمون بود 16ام کلاسآ شروع شد هنو رنگ دانشگاه را ندیدم بهشون میگم بریم دانشگاه میگن ولش کن حوصله داری شِرو ورآ استادآ بشنویی اینطوری جزوء کمتر میدن واقعا سخنی بس گران بود

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1374333_550376975015809_149370166_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

انسان اعصاب ردیف آن رفیقم 19ساله ام است که ساعت 6صبح از خواب نازش زَده و با مینی بوس وقلاب ماهی گیرییک ساعت مسافت راه را تحمل نموده تا برسد به دانشگامون تا درجوار دریایی که درکنار یونی ورسیتیمون قرار داردمشغول به ماهی گیری شود

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
377488_uGZTCWWs.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

@✿.•*´BITA ✿.•*´ بـــَـــــه ببین کی اینجاست کجا بودی تا حالا کلک اصن دست چپ تو بیار بالا ببینم خبری بوده

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1345039903_j7vq8gcd29yk0y8sugn4.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

یه وقتــایـی میخواد تــو باشـم . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز قرار بود واسه استادم انگلیسی کنفراس بدم همین که رفتم جلو دیدم هواسش نیست شروع کردم ای دِ نیم آف گآد دیدم نه واقعا فکرش جایه دیگه اس هر کلمه تو سریال یا فیلمایی که دیده بودم گفتم اصن ربطی هم نداشتن تلفظش بماند دیدم کلمه کم اوردم میگفتم آیم گو ,های , فور الکتورنیک دیدم استاد داره بو میبره گفتم استاد بسته دیگه خسته شدم امتحان داشتم زیادنخوندماستاد نه اتفاقا خوب بود بچه ها میدید همشون از بس جلو خندشونو گرفتن سرخ شدن من سری رفتم بیرون فرش زمین شدم

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

میکنم بچه بودم مغزم اصن کار نمیکرد هرچند الانم اینطوریه یادمه پیش خونه مادر بزرگم یه دره شیبشم تند بود بعد یه درختی کنار این دره بود طناب میبستم دور درخت یه طرف دیگه را میبست دور کمرم میرفتم پایین آخه اون موقعه شبکه یک سریال گروه امداد نشون میداد منم نیست روم فیلما تاثیر میزاره اینکارو میکردم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در وقتی...

امروز اومدم خونه مادربزرگمبعد مادربزرگم منو پشت فرمون دید گفت ایشالآ دفعه بعدی عروست کنارت باشه با عروست بیای خوشحالی نهان من

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یه چیستان آن چیست كه زمستان خونه رو گرم میكنه و تابستان روی درخته نمیخواد بگین من خودم میگم چیه نگاه میکنی ماله خودمه دلم می خواد بزارمش بالای درختدیونه خودتونین

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

از اينکه فرزندانَم در آينده یه همچین باباى باحالي دارن واقعا بهشون غبطه ميخورم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

برادر زن دایی تو [!] اندر بوک بود بهش میگم زن نمیگری پیچ یه دختر را داد گوریل انگوری بود واسه خودش بعد گفت نظرت چیه گفتم خوبه ولی قبلش شاستی ماشینتو تقویت کن پرایده ظرفیت نداره میگه :مظاهر نمیخوای آدم بشی ملت دیوانه ان خو پیشگیری بهتر از درمانه وآلآ