دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

من امروز یه مورچه بالدارو گرفتم پرده از یکی از رازهایه خلقت برداشتم اين مورچه بالدار چيزي نميتونه باشه جز حاصل رابطه نامشروع بين پشه و مورچه واقعا خجالت آوره

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز داشتم assassin-creed بازي ميکردم بچه همسايمون اومد ميگه ايني که داره راه ميره منم من :نوچ اون: منمممممم من: نهداداش مظاهر منم گفتم : باشه برگشت گفت الان دارم تو بازي چيکار ميکنم منو ميگي بعدش گفت اين تو باش گفتم باشه برگشت گفت تو داري چيکار ميکني

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

تا همین یه ساعت پیش خونه مادربزرگم بودم بعد اینکه بالا درختتکیه دادم بر شاخه آلوچه خوردم نمیدونید چه حالی میده لامصب احساس گرسنگی عجیبی بهم دست داد بعد رفتم خیارو گوجه چیدم دایی-م نون گرم گرفته بود نشستیم یه دل سیر خوردیم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
توسط پیامک

صدایه منو از بالایه درخت آلوچه میشنوید الان یه ساعت بالاشم از بس خوردم چشام داره سیاهی میره

این ارسال را بازنشر کرده است.
فقط نی نی
6467_587733994600414_1031589679_n.jpg فقط نی نی

اِیییییییییی جـــآااااااانـــم

چــاوشــیــســـم
چــاوشــیــســـم

کلا البوم من خود آن 13ام را خیلی دوست دارم ولی آهنگ رمیدم دیونشم مخصوصا اونجایی که میگه :دل کبوتر که برخاست از گوشهٔ بامی که ، پریدیخدا وکیلی شاعرش ترکوندآ دل ادمو به کبوتر تشبیه کرده با یه تفاوت که دلی شکستیش از دستش دادی دیگه برنمیگردهبر خلاف کبوتر که هرچقَد هم پَرش بدی باز برمیگرده همون جا

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یادمه راهنمایی که بودم مث اروپایی ها با دوچرخه میرفتم مدرسه بعد تو راه بستنی لیوانی میگرفتم وقتی بستنی میخوردم ظرفشو میزاشتم چرخ عقب دوچرخه (بین چرخو گِلگیر) بعد شروع به حرکت میکردم که اولش اینطوری بود ویزززز - ویزززززززز - بعد که سریعتر رکاب میزدم یه سره میشد ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززز - لامصب حس موتور مسابقه ایی بهم دست میداد اصن یه وضعی بود

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

شهریار میگه:پدر عشق بسوزد که دراورد پدرم فکر کنم استعاره از پدر عشق همون پدر زنه که داره جلو پاش سنگ میندازه که شهریار برای تسکین دردش بهش میگه پدر سوخته حالا این وسط یه نکته وجود داره شهریار به پدر پدر عشقش چیکار داره چون وقتی به پدرزنش میگه پدر سوخته یعنی به پدربزرگه میگه احتمالا پدر بزرگه داره داره این وسط دم تکون میده تفسیرگر :مظاهر

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

يکي از معضلات بچگيم اين بود که چرا من نمي تونم مثل شخصيت هاي کارتون که اشکاشون به دو طرف پرت ميشد گريه کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

مراقب سر جلسه امتحان اومد گفت کارت ورود به جلسه ؟؟؟ گفتم اصن به قيافه من ميخوره درسخون باشم جاي کسي‌ بيام امتحان بدم ؟ گفت خداييش نه و ول کرد رفت

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

ای ول خیلی باحالی آدم به این توپی ندیده بودم خیلی دوست دارم اَههههه یه مخاطب ندارم اینا را بهم بگه اصن این چه زندگیه از بس گفتن دیونه باورم شده

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعلخره امروز نيمه گمشدمو پيدا کردم رفتم جلوي ايينه يه يارو بود عين خودم جدي ميگما هر کاري هم ميکردم انجام ميداد حتي زبونمو کردم تو دماغم اونم همين کارو کرد فهميدم نيمه گمشدمه چشمام پر اشک شد سجده شکر بجا آوردم بعد رفتم قرصهامم خوردم خوابيدم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

تو تلویزیون داشت فیلم پلیسی میداد بعد آقا پلیسه داشت تاثییر یه روان گردانو میگفت که: باعث نوسانات شخصیتی دیوانگی خوددرگیری بعد یهو خواهرم زد زیر خنده میگه اینا را که داداشم دارهمن: