چه کسی می داند جنگ چیست ؟ چه کسی می داند که فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد ؟ چه کسی می داند هر سوت خمپاره ، فردا به قطره اشکی بدل خواهد شد و این اشک چه جگر هایی را خواهد سوزاند ؟ کیست که بداند جنگ یعنی سوختن ، ویران سدن ، آرامش مادری که فرزندش را همین الان با لالایی گرمش در آغوش خود خوابانیده ،نوری ، صدایی ، ریزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم کودک در قامت خمیده مادر؟ .........
اگه وصیت نامه ایشون رو نخوندید . توصیه می کنم "نامعادله " رو همراه اسمشون سرچ کنید.
...شـهـر مــدیـنــه غـصّـه و غــم دارد امشب حــال و هـوایـی پـر ز مــاتــم دارد امشب یـک یــاس پــرپـــر دارد امّــا خـانـه وحــی چشم علی (ع) اشک دمادم دارد امشب
گاهی اگر گم میشوم، پیدا شدن با تو / در بین این مردابها، دریا شدن با تو / دیوانه بازیهای من تنها به این شرط است:/ مجنون شدن با من ولی لیلا شدن با تو / تا كی فقط تكرار پرسشهای انكاری؟ / كا[!]ت امّا و اگر، «زیرا» شدن با تو/ شعری كه من گفتم فقط تقلید اوزان است/ چیزی كه كم دارد -کمی زیبا شدن- با #تو
#بانو که تویی عاشق و دیوانه زیاد است/ تو کوثری و سمت تو پیمانه زیاد است/ پیمانهی مولاست فقط در خور دریا / از غصه چه غم طاقت این شانه زیاد است/ تسبیح به دستت نگران نیستی اصلا/ از کار که همواره در این خانه زیاد است / افسانه گرفتند شما را و نگفتند / #بانوی-جهان از سر افسانه زیاد است / بی نام و نشان رفتی از این شهر غریبه/ بی نام و نشان باش که بیگانه زیاد است...