motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تلخ است این ترانه و تلخ است کام من / بنویس فصل های جنون را به نام من / بنویس ابر هر چه که باران برای تو / بنویس باد ، هر چه که توفان برای من
motefavet
من سیب بودم ، سیبی آویزان افتادم و دنیای من به شد/ چرخیدم و دست تو افتادم ،افتادم و تنهایی ام له شد
motefavet
در آسمان عرش تمام ستاره ها / بر نور با شکوه تو دارند اشاره ها/ چشم تو آینه است نه آیینه چشم توست /باید عوض شود روش استعاره ها
motefavet
دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم /فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد
motefavet
در آسمان عرش تمام ستاره ها/ بر نور با شکوه تو دارند اشاره ها / چشم تو آینه است نه آیینه چشم توست / باید عوض شود روش استعاره ها
motefavet
یوسف عوض شده ست، زلیخا عوض شده ست/ آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق / من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
motefavet
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی / غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی
motefavet
من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان /محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد/ چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر /نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد
motefavet
میدانم و می دانی ، بسیار سفر باید/ تا پخته شود خامی ، بسیار خطر باید