motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
من از رؤیای شیرینت نگهداری نخواهم کرد / برای رفتن پروانه ها کاری نخواهم کرد / برو هر جا که می خواهی، برو پشت سرت را هم.../ که من اشکی برای دوری ات جاری نخواهم کرد
motefavet
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم / اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم / من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم / که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
motefavet
مرگ بايد سجده باشد سجده ي پيش از قيام / اشهدم را خوانده ام اي مرگ زيبا ! السلام! / من چه دارم؟ يک دل ديوانه و يک جان مست / مي توانم رفت تا عرش خدا با هر کدام
motefavet
دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست / که در جواب، زمین و زمانه می لرزد/ ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم/ همین که نام تو آرند شانه می لرزد
motefavet
تو غمگسار من باش دلم گرفته آری /هزار جمعه رفت و امید که می آیی /
motefavet
دلا از رخوت تردید، برگرد/ از این پاییز بی امّید، برگرد /قسم بر بال احساست، پرستو! / به هر جا می روی تا عید، برگرد