دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من‌ام زنی که آینه همه چیزش را می‌داند... درباره »
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن - مجرد
امتیاز: 3232

دنبال‌شدگان

(412 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(466 کاربر)

گروه‌ها

(121 گروه)

بازدید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

چشمانت یادگار قبیله ای دستانت یادگار قبیله ای عطرت دهانت ... تاریخ را در آغوش گرفته ام

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

هم خسته‌ام هم تنها پنجره را باز می‌کنم شب به کمکم می‌آید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

توی جیبم پر از صداهای رنگارنگی‌ست مشتت را بیار !

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

دل من ! نگاه کن ، حواست هست ؟ : فصل خوشه‌های بنفش اقاقیاست ...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

حالا که فرقی نمی‌کند ... کنارت ایستاده باشم یا نه بگذار همه چیز را ... از وسط قیچی کنم تا تو ... در نیمی باشی من ... در نیمی دیگر راستی ... با دستی که روی شانه‌ات جا گذاشته‌ام ... چه می‌کنی ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

نان سفره‌ات دستمزد شکنجه‌ی ماست کتف پدرت را بمال کودک دست‌های او ما را شلاق زده است

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تاریخ و جغرافیا را از تویی یاد گرفته ام

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تو دست از عاشقی برندار تا هیچوقت فرصت با تو بودن را از دست ندهم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

از وقتی که از کنار تو رفته‌ام رفته‌ام

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

از ارتفاع نمی‌ترسم آفتاب صورتم را نمی‌سوزاند سرطان مرا نمی‌کشد من مرده‌ام و دیگر هیچ‌چیز در من کارگر نیست

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

یا عشق یا وصال ...چه سخت است زندگی /وقتی که هر دو را به تو با هم نمی دهد

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

شال قرمز سر نکن من را هوایی‌تر نکن/

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

برای دلم گاهـــی پـدر مـیشـوم خـشـمـگـیـن مـی گـویم: بـس کـن تـــو دیـگر بزرگ شــدی ... !

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ تاریک بــاد ! خانه ی مــــردی که نمی جنگد برای زنی که . . . دوستش دارد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

خِشت اول عشقمان کـج بود که این چنین دیوار آرزوهایمان فرو ریخت خشتی که تو گذاشتی با دروغ...