Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
ببین کار به کجا رسیده ها... اوضاعیه ...
Jangal
تنهایی عجب فریاد بلندی میکشد در این جمعه ی تلخ...
Jangal
اعترف میکنم که برای دومین بار در زندگی کم آوردم...
Jangal
انقد دلم می خواد الان بشینم جلو رود خونه پاهام رو دراز کنم با رفیقام خاطرات قدیمی تعریف کنیم... چند ساعت شاد باشم... واقعا شاد...
Jangal
باید به حرف های این هوای باران خورده گوش داد، صدا میکند مرا... شبتون خوش
Jangal
بدترین چیز اینه که همه تنهات میزارن... همه هیچی واسه گفتن ندارن... هر کی چند کلمه بیشتر نمیگه... البته خو حرفی هم ندارن... همه میترسن،منم میترسم،چه شرایط وحشتناکی
Jangal
باز هم سلام ای غروب غریبانه ی دل...
Jangal
چقد امشب نمیدونم چه کنم... چرا اینجوریم آخه..........................اه... اگه بدونید چه اوضاعی دارم.......
Jangal
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟آن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی؟.... مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود،ناز چشم نو به قدر مژه بر هم زدنی...
Jangal
به فکر همه بوده ام ،جز خودم، حالا دیگر به فکر خودم بودن جرم است،بی جنبه بودن است،بچه بودن است... ای کاَش در یک ثانیه هفته ها قدم می زدم
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 36 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل