دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

متن کامل داستان کوتاه پائین با عنوانِ : وداع در روزي که پرستوها به خانه بازگشتند ...

امیر کریمی
امیر کریمی

نفهميد که محضردار چه مي­گفت. تنها با اشاره دست به او می فهماند که بايد کجا را امضا کند. همه چيز به پايان رسيد. بعد شوهرش امضا کرد. آنوقت شوهرش زودتر از او از اتاق بيرون رفت؛ بدون اين که با او وداع کند. فهميد پس از هفت سال تازه رسيده بود به روز اول. ناخودآگاه دست‌هايش را روي شکمش گذاشت. بعد هم با خود زمزمه کرد: «مهم نيست، اگر رفت به جاي آن کسي ديگه‌اي را دارم که تنها نباشم.»

امیر کریمی
امیر کریمی

با یکی دوست میشی ولی بعدا میشه ... گاهی با یکی دعوا میکنی ولی بعدش میشه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

شروع های خیلی خوبو پایان های تلخ ...

امیر کریمی
امیر کریمی

فکر میکنیم ... حواسش نیست ... ولی ... حواسشون هست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خدایاااااااااااااا!بهمون یاد بده که فقط اسم انسان و یدک نکشیم !!!! «بابا به چه زبونی بگم آدمی را آدمیت لازم است » والا...... خداحافظتون باشه دوستاي خوبم

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آنقدر بدبختی داریم که از سر کار نیامده خوابمان ببرد از خستگی/ اما ایران برای ما همان مرز پر گوهر است /این گوهر ، خزر باشد ، خلیج باشد ، یا ارومیه .... سیسنگان باشد یا علی مستان... زاگرس باشد یا البرز ...کویر باشد یا بندر .... با تمام خستگی از یادمان نمی رود .... اینجــــــــــــــــــــــا هنوز است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خدایا این بار نگران آدم نباش.نگران این اشرف مخلوقات نباش!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

وقتی تو آمدی ، من بودم و چله ی سپید زندگی ام؛ بی رنگ ، بی نقش ، بی بها! گره زدی لبخندت را ، رج به رج در چله ی وجودم،سرخ شدم به رنگ دانه های سرخ انار و حالا با تو ، عاشق طعم ترش انارم رو به روی لبخند تو! !

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سرگردان مانده ام میان آغار و پایان! تو روی بر می گردانی نفسم می برد، گمان میکنم تمام شد ؛ دوباره جان می گیرم از بغض نگاهت ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من مجنون را دیدم ، در غربت تلخ این روزها شاعر شده بود دلِ تنگ مجنون از دوری دست های کوچک لیلا! مجنون را ، به دنبال حقیقت یک رویا ديدم ، آن هنگام که به دنبال دستان بانوی شعرش بود ؛ من مجنون را دیدم ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

♥  tannaz  ♥
Recovered_JPEG_9519.jpg ♥ tannaz ♥

اين عکس من و ياد اين ميندازه...از ته ِ دلش داد ميزنه جالبه ها

امیر کریمی
the_best_2010_street_art_masterpieces_04.jpg امیر کریمی

***

♥  tannaz  ♥
fc8f044d-584f-4c78-93b5-9ed5ac0cc5c5_20120704_225952.jpg ♥ tannaz ♥

به انتظار قدم هایت سبز مي شوم ؛ وقتی بشنوم که می آیی!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.