دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عباس معروفی زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، ناشر و روزنامه‌نگار معاصر ایرانی مقیم آلمان است. او در دهه شصت با چاپ رمان سمفونی مردگان در عرصه ادبیات ایران به شهرت رسید.

جزئیات گروه

شناسه 347
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 431 پست
عضو 240 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 138
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 141
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 177

کاربران گروه

(237 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عباس معروفی
شناسه‌: 347 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
nazanin kian
nazanin kian

از همه ی دنیا که بگذرم از آغوش تو چشم نمی پوشم آقای من! نمی پوشم.

الهه
الهه

چرا زن ها اين قدر بدبختند كه هميشه بايد انتظار بكشند؟

الهه
الهه

و آنجا ماهی‌ها یخ می‌بندند بی آن که بدانند چند سال به پایان شب مانده ست

مریـم بانـو
v-back-backless-fashion-style-beautiful-Favim.com-766597.jpg مریـم بانـو

برو! هرجا که می‌خواهی برو اما دورتر از یک نفس نرو...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریـم بانـو
blue-body-cool-fashion-Favim.com-837025.jpg مریـم بانـو

همه جا دنبالت می‌گردم حتا در ذهن آدم‌های غریبه که از کنارم عبور می‌کنند و مرا نمی‌بینند پس کجایی آقای من! چرا همه جا هستی و من تو را نمی‌بینم؟ می‌شود وقتی از کنارم می‌گذری موهام را بهم بریزی بعد مرتب‌شان کنی؟ خب بوسم هم بکن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mr.SileNce
935943_484485401650708_2087397650_n.jpg Mr.SileNce

دنیا فهمید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :یک تارمــوی تو . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری

مامان من يك آرزو تو زندگيش داشته . فقط يه آرزو . هيشكي اينو نمي دونه . حتي بابا هم نمي دونسته . مامان از بچگي آرزو داشته كه وقتي شوهر كرد ، شوهرش براش گل بياره . اما بابام هيچ وقت اينو نفهميده.

./  DoostDar  ./
./ DoostDar ./
توسط پیامک در عباس معروفی

از هزار تا آدم ، یک رفیق سوا کن ؛ از آن یکی هم بترس ... / !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

عشق را می‌شود در سینه حبس کرد حتا کشت. دلتنگی را نمی‌توان قورت داد اما

این ارسال را بازنشر کرده است.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

خوشبختی تعریف های گونه گون دارد به تعداد آدم های دنیا عمر من یکی به خوشبختی قد نمی دهد گل قشنگم ! ........... می دانم در انتظار تو فرو می شکند و تو خوب می دانی که من خوشبختی نمی خواهم تو را می خواهم.

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

دیگر چیزی نمانده ... طاقت من ... یک کبریت بکشم ، تمام می شود ... "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

دلتنگی من تمام نمی‌ شود ! همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگ‌ تر می‌شوم ... برای تو

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

و من در هر پلكي يكبار ديدنت را ميبازم ...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات روی میزت راه می دهی؟ می شود وقتی می نویسی دست چپت توی دست من باشد؟ اگر خوابم برد موقع رفتن جا نگذاری مرا روی میز! از دلتنگیت می میرم...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

درست نمی دانم! ولی... می گویند: حوا بود که سیب را تعارف کرد! و چرا آدم خورد؟؟؟ ساده نبود... عاشق بود...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.