دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

چرا چرا چرا

ســآرا
ســآرا

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون امروز یه روفرشی تازه خریدم بعد عینهو ندید بدیدآ میپوشمش هی الکی تو خونه راه میرم

گـلـپــری
گـلـپــری

برم وسایل آخر رو هم بزارم تو ساکش . . مطمئنم دلم براش تنگ میشه از همین حالا تنگ شد اصن

گـلـپــری
گـلـپــری

امروز رفتم فروشگاه یاس . .

گـلـپــری
گـلـپــری

دوره های مرکز تحقیقات رو دوست داشتم، شاید برنامه ریزی کنم چندتاییش رو برم.

گـلـپــری
گـلـپــری

فکر کنم دوباره گوشی های K750 مـد شدن دو روزه زیاد میبینم دست ملت اونم نوی نو

گـلـپــری
گـلـپــری

اگه به آزاده بگم امروز چقدر پیاده روی کردم حتما کلی خوشحال میشه

گـلـپــری
گـلـپــری

یادتونه گفته بودم دلم میخواد برم سفر؟ امشب ساک بستم ........ ولی خان داداش جان هستن که میرن سفر دو روزه با پسرخاله جان به آنا و آبابا سر بزنن خ ُ منم میخوااااممم مم م م

مهشی ــد
مهشی ــد

با دلیل یا بی برهان از یِ نَفَر .../ معمولا هم راه داره / ...

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

رفتم سلف خوابگاه ناهار بگیرم دقیقا نیم ساعت تو آفتاب وایسادیم¡ بعد که رفتیم تو گفتن؛مرغا تموم شده،باید صبر کنین تا بیارن! بعد از نیم ساعت انتظار آوردن! که اونم به من نرسیده تموم شد! اومدم تو اتاق،غذای خوردم! *میبینین چقدر نظم موج میزنه تو دانشگاه ما؟!*

°o.O پــاک30مــا O.o°
images (2).jpg °o.O پــاک30مــا O.o°

امروز اومدم جلو میوه فروشی رد بشم نگام خورد به این تازه ها 3تومن ازش خریدماما همش 76 دونه پسته بیشتر نشدحساب کردم حدود 40 تومن هر دونه پولشو دادم بعد الان هر یه دونه که میخورم به قیمتش فکر میکنم بیشتراز اون که خاصیت داشته باشه داره فشار خونم بالا میبره

صـاد
صـاد

پنج تا قاب فرش دست‌بافت‌هاي ِ تولد مامان هم رسيد، واقعن خوشحال شده ُ يه لبخند پهن صورتش ُ پوشونده. الان هم دنبال ِ يه متن كه براي ِ تشكر از بابا براش پيامك كنه.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

راننده تاکسی داشت برای نفر جلویی حرف میزد...بعد یه چیزی خوند دقیق یادم نمیاد ولی قبلش گفت برادر شهرام شب پره میفرمایند...سرمو انداختم پایین نبینه کسی که خندم گرفته..

باران بهاری
باران بهاری

داشتم پیام های خصوصی ـم رو از اولین روزی که اومدم اینجا مرور می کردم که دیدم ِ یه بار منُ مورد لطف قرار دادند...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

امروز داشتم برای یه مشتری عکس پیدا میکردم خودش هم بود که نظر بده از شانس بد من همه اش از اون عکس های خاک بر سری می اومد از خجالت مردم.