دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رویا
رویا

چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند به هر کجا که نگاه کنی ، خدا آنجاست ...

رویا
رویا

عاشقت باشم می‌میرم/ یا عاشقت نباشم؟ /نمی‌دانم کجا می‌بری مرا /همراهت می‌آیم /تا آخر راه /و هیچ نمی‌پرسم از تو هرگز./// عاشقم باشی می‌میرم یا /عاشقم نباشی؟

رویا
رویا

راستی دریای دست‌هات *آبی زمینی است؟ *می‌دانی سیاه هم که باشد* روشنی زندگی من است.*و تو فکر می‌کنی *من چند بار *به دامن تو می‌افتم؟

رویا
رویا

کنار من که قدم می‌زنی هوا خوب است***پر از پریدنم و جای زخم‌ها خوب است

رویا
رویا

عادت کرده ایم /آنقدر که یادمان رفته است شب/ مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد /و یک روز آنقدر صبح می شود /که برای بیدار شدن دیر است ...

رویا
رویا

در لیست هیچ مسافرخانه‌ای نامم نبود دیر فهمیدم دیرتر از تو در اتوبوسی ارزان قیمت در جاده‌ای خاکی دور می‌شدم دور و دورتر شما خیال می‌کردید حال مرا می‌پرسید می‌گفتم خیلی ممنون راننده خیال می‌کرد کنار پنجره نشسته‌ام می‌پرسید همه چیز خوب است می‌گفتم خیلی ممنون

آناهیتا
آناهیتا

می خواستم بمانم ، رفتم . . . می خواستم بروم ، ماندم . . . نه رفتن مهم بود و نه ماندن ؛ مهم من بودم که نبودم . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری

من می‌سوزم ازو تو از من ؛ این است نشان دوستداری

آرتـنـوس
آرتـنـوس

سیزده را همه عالم به در امروز ز شهر ، من خود آن سیزده اَم کز همه عالم به درم ./.

باران بهاری
باران بهاری

ـــــــــــ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری

منع ِ مهر ِ غیر ، نتوان کرد یار خویش را ...

باران بهاری
باران بهاری

نیش عقرب نه از ره کین است / اقتضای طبیعتش این است

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

دلم را پس بده آنوقت . . .

Anonymous
Anonymous

نمي دانم چه مي خواهم خدا يا به دنبال چه مي گردم شب و روز چه مي جويد نگاه خسته من چرا افسرده است اين قلب پر سوز ز جمع آشنايان ميگريزم به كنجي مي خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تيرگيها به بيمار دل خود مي دهم گوش گريزانم از اين مردم كه با من به ظاهر همدم ويكرنگ هستند ولي در باطن از فرط حقارت بدامانم دو صد پيرايه بستند از اين مردم كه تا شعرم شنيدند برويم چون گلي خوشبو شكفتند ولي آن دم كه در خلوت نشستند مرا ديوانه اي بد نام گفتند دل من اي دل ديوانه من كه مي سوزي از اين بيگانگي ها مكن ديگر ز دست غير فرياد خدا را بس كن اين ديوانگي ها

Anonymous
Anonymous

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ واسطه نیار به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم سوال دام یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می شه چیکارم میچرخم و میچرخونم سیارم تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم بستمش راه دیدم نرفته بود رفتمش جوانه نشکفته را رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟ مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود؟ اون همه افسانه و افسون ولش؟!! این دل پر خون ولش؟!! دلهره گم کردن گدار مارون ولش؟! تماشای پرنده ها بالای کارون ولش؟! خیابونا , سوت زدنا , شپ شپ بارون ولش؟! دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله پریشئنت نبودم ؟ من حیرونت نبودم؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه! اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه! گفتی ببند چشماتو وقت رفت