دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
ننن.jpg فردایی دیگر

دیرست،گالیا! در گوش من فسانه دلدادگی مخوان! دیگر ز من ترانه شوریدگی مخواه! دیرست،گالیا! به ره افتاد کاروان. عشق من و تو؟ ... آه این هم حکایتی است.

باران بهاری
باران بهاری

سخن ِ تلخ از تو شیرین است ...

باران بهاری
باران بهاری

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟ که کُشَند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

چیــره دستـان می رباینـد آنچـه هست// می برند آن‎گـه ز دزد ِ کـاه دست

باران بهاری
امام علی6.jpg باران بهاری

همه گفته اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف ...

آناهیتا
آناهیتا

چای که زود سرد میشود دستهایم التماس دعا دارند...

آناهیتا
395665_10151414194007239_1367584154_n.jpg آناهیتا

انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

تو همانی ...

باران بهاری
نقاب.jpg باران بهاری

برکَن که رنج بی‌شمار آرد...

فردایی دیگر
539588_424094847665868_698412479_n.jpg فردایی دیگر

پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای/ از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم/ شیر تویی ، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی/ شمس تویی، قمر تویی، ذره منم ، هبا منم..

༒༒ ᗩᗰ!R ᗷahador ༒༒
༒༒ ᗩᗰ!R ᗷahador ༒༒

ما شاعریم ...طبعی نرم ... خویی با صفا دفتری زیبا و شاید دلگشا که هر وقت بازش کنی لبخند بر لبت نشیند چه پیر باشی و چه جوان در دفتر ما شاعر ها زیبایی

الهه
0.jpg الهه

مادر اسمم را الهه گذاشت. الهه را دوست داشت. پدر فروغ دوست داشت. چشم که باز کردم نیمی الهه بودم و نیمی فروغ. این کشمکش اسم ها همیشگی اند بانو اما... اما الهه ی وجودم همشه به فروغ وجودم رشک می برد. نه به خاطر سلیقه ی پدر نه! الهه را بیشتر دوست داشتم چون از دهان مادر بیرون آمده بود و فروغ را دوست داشتم چون در تنهائی هایم همیشه در قلبم در دست هایم ورق ورق خودت را شیرین می چکاندی. بانو نمی دانی چقدر تنهائی هایم مدیون تواند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
526437_456105841123972_516678327_n.jpg الهه

امروز سالروز رفتنته ِ من... می دانستی؟ من با دیوان تو بارها و بارها تفال زده ام؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

اگرچه بارقه ی عقل و عشق همزادند/ میان عاقل و عاشق هزار منزل بود..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دست زاهد ز چه بوسیم که این دست تهی/ نه به چنگ و نه به تار و نه به پیمانه رسید..

این ارسال را بازنشر کرده است.