matin
چند روزی بیشتر نیست که نجواهات به گوشم رسیده.... نمیدونم چرا طنین آواز قناری ها برام بی معنی شده
matin
بوی گل همیشه در دست کسی می ماند که آن را اهدا میکند !!!
matin
آرزو ميکنم که فرو افتادن هر برگ پاييزي آميني باشد براي آرزوهاي قشنگت !ا .............
matin
هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور "قلبش " می گذارد نه دور سرش ..........
matin
..........عشق...........(دیدگاه)
matin
گر تو يارم نشوي آخر پاييز من است / فکر بي تو شدنم دشمن بنيان من است ....................تا زماني که تو شيريني و دوري ز دلم / رنگ خون بر جگر فرهاد من است .........
matin
گفته بودي گر بيايي مقدمت را گل فشانم، گل چه قابل نازنينم، چشم هايم فرش راهت ...............
matin
من که در پیله ی خویش شوق پروانگی از یادم رفت ... لااقل موقع رفتن بسپار ابر جای تو ببارد به سرم ، ماه جای تو بتابد به شبم و سرانگشت بزند گاهگاهی به دلم ... شاید این تلخی ایام غم انگیزم را باز با یاد تو از یاد ببرم ..........
matin
کوچه..............(دیدگاه)
matin
♥♥♥یه کاغذ و مداد برداشتم تا هر چی تو دلم بود را رو کاغذ بیارم مدادرو برداشتم اما مداد راه نمیومد با حرف های دلم/خدا میدونه که مدادم به حال و روز من می خنده/مداد طاقت حرف هامو نداشت شکست رفتمو مداد قرمز بچگی هامو برداشتم تموم صفحه رو به یاد بچگی هام خط خطی کردم/بازم به مرام همین دوست قدیمی که با حرف های دلم نشکستو تنهام نذاشت ..........♥♥
matin
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست ..........
آیینه ی خیال
حتی .......تو وقتی پیشمی .........بازم دلم تنگ میشه باورکن .............
matin
♥اگه يه روز سراغم رو گرفتي و ازم خبري نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم .............
matin
شب گم شده در سياهي چشمانت شد رود ستاره راهي چشمانت قربان نگاه تو که اقيانوسي افتاده به تور ماهي چشمانت ...........
matin
چه کاغذها که سپيدي دلشان از نام تو سياه شد.........از دل تنگي هايم از احساسم ..........هزاران هزار صفحه سفيد کاغذ سياه شدند ...........کاغذها عاشق شدند ..............ولي تو..!ا ...............