دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صحرا
زن - مجرد
امتیاز: 315

دنبال‌شدگان

(11 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(118 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

صحرا
صحرا

دنـــــیـــــای مـــــــن..... مجـــــــازی اش هــــم غمـــــگیـــــن بـــــــود ...

صحرا
صحرا

اگه یه روز حس کردی تو یه زمان عاشق دو نفری دومی رو انتخاب کن چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دوم گرفتار نمیشدی

صحرا
صحرا

به گمانم همان وقتی که سرم به عشق گرم بود زندگی را دستکاری کردند وگرنه... نه وقتِ رفتنِ تو بود نه پایانِ من...

صحرا
صحرا

دردناك ترين جدايي ها آنهايي هستند كه نه كسي گفت چرا و نه كسي فهميد چرا...

صحرا
صحرا

اين روزها پر طرفدارترين بازي در بين آدمها ، بازي با “احساسات” است !!!

صحرا
صحرا

دوستت دارم " را نه آنقدر زود بگو كه هنوز دوستت نداشته باشد و نه آنقدر دیر كه دیگري را دوست داشته باشد .....!!

صحرا
صحرا

پرسید چند سال دارى؟ گفتم: روزههای تكرارى زندگیم را خط بزنم، كودكی چند ساله ام!!!!!

صحرا
صحرا

آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت باقی است

صحرا
صحرا

جاده ی قلب مرا رهگذری نیست که نیست جز غبار غم و اندوه در آن همسفری نیست که نیست آن چنان خیمه زده بر دل من سایه ی درد که در او از مه شادی اثری نیست که نیست شاید این قسمت من بود که بی کس باشم که به جز سایه مرا با خبری نیست که نیست این دل خسته زمانی پر پروازی داشت حال از جور زمان بال و پری نیست که نیست بس که تنهایم و یار دگر نیست مرا بعد مرگ دل من چشم تری نیست که نیست شب تاریک ، شده حاکم چشم و دل من با من شب زده حتی سحری نیست که نیست کامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان که به شیرینی مرگم شکری نیست که نیست

صحرا
صحرا

در جاده بی پایان عشقت بی نگاه تابلوی چشمت سایه بغض سکوتم شکست فریاد زدم بی تو هرگز بی تو هرگز دوستت دارم تا آغوش گرم خدا

صحرا
صحرا

وای ؛ باران باران شیشه ی پنجره را بَاران شست. از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی ر نگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پرمرغان نگاهم را شست

صحرا
صحرا

آن زمان که بارش بی وقفه درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان خواهی گفت به کدامین گناه چشمانت بارانیست

صحرا
صحرا

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است

صحرا
صحرا

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد

صحرا
صحرا

از این بن بست بی فردا رهایم کن از این دیروز و امروزها رهایم کن از این صحرای بی باران رهایم کن از این مرداب ماندنها رهایم کن از این شبهای بی تابی رهایم کن از این خواب پریشانی رهایم کن از این دریای طوفانی رهایم کن از این امواج سوزانی رهایم کن از این دنیای دلتنگی رهایم کن از این روزای تکراری رهایم کن از این بی تو بودنها رهایم کن از این دلهره نبودنها رهایم کن ...user_wall_9162861 از این بن بست بی فردا رهایم کن از این دیروز و امروزها رهایم کن از این صحرای بی باران رهایم کن از این مرداب ماندنها رهایم کن از این شبهای بی تابی رهایم کن از این خواب پریشانی رهایم کن از این دریای طوفانی رهایم کن از این امواج سوزانی رهایم کن از این دنیای دلتنگی رهایم کن از این روزای تکراری رهایم کن از این بی تو بودنها رهایم کن از این دلهره نبودنها رهایم کن