صحرا
چقدر کم تــــــــوقع شده ام نـه آغوشت را میـــــــــخواهم ! ...... نـه یک بوســــــــــــه ! نـه دیگر بودنت را همین که بیایی از کنارم رد شوی کا[!]ت ...! مــــــرا به آرامش میرساند حتی اصطحکاک ســــــــــــایه هایمان
صحرا
صدای نبودنت آنقدر بلند است که دیگر کر شده ام ! دستانم را لمس کن تا ببینم کجایی ...
صحرا
یک نفر در همین نزدیکیها چیزی به وسعت ِ یک زندگـی برایت جا گذاشته است خیالت راحت باشد ... ... ... …آرام چشمــ ـهایت را ببند یکنفر برای همــه ی نگرانـیهایت بیدار است یکنفر کـه از همــه ی زیبایی های دنیا . . . تنها تو را باور دارد
صحرا
فلسفه الاكلنگ اثبات بزرگي كسي است كه فرو مينشيند تا ديگري پرواز را تجربه كند .
صحرا
رفتن دلیل نبودن نیست در آسمان تو پرواز می كنم عصرى غمگین و غروبی غمگین تر در پیش من بیزار از خود و كرده خویش دل نامهربانم را بر دوش می كشم تا آن سوى مرزهاى انزوا پنهانش كنم در اوج نیزار هاى پشیمانی و به ابرهاى سیاه سرگردان كه با من از یك طایفه اند سلام می گویم تو باور نكن اما من عاشقم
صحرا
اين روزها نوازنده خوبى شده ام ، دلم شور مي زند!! چشمانم تار!!!
صحرا
دیوانه ام می كند فكر اینـــــكه زنده زنده ، نیمی از مــــن را از من جدا كننــــــــــــد! لطفــــــــا تا زنده ام بـــــمان...!
صحرا
مراقب باش وقتِ رفتن پاهایت را روی خرده شیشه های دلم نکشی به قدر ِکافی شکسته ام!
صحرا
پرسید چند سال دارى؟ گفتم: روزههاي تكرارى زندگیم را خط بزنم، كودكی چند ساله ام!!!!!
صحرا
نه باور نمی کنم من خستگی نمی خواهم من دختر آن سوی آینه را غرق اشک نمی خواهم از آن همه خنده و دلخوشی فقط یک صورتک گریان مانده!؟ نه نه باور نمی کنم آهای دختر آینه با تواَم من تو را شکسته نمی خواهم!!
صحرا
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ زندگی رویایی است، مثل رویای یک کودک ناز زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز زندگی تک تک این ساعت هاست زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من است زندگی پینه دست پدر است زندگی مثل زمان درگذر است...
صحرا
قلب ما به تیغ كسانی زخم برداشت كه از آنها انتظار محبت داشتیم...
صحرا
یك .. دو .. سه .. دست هایم را بــاز می كنــم ؛ از مثبت ِ بی نهایت تــا منفی بی نهایت .. براي در آغوش گرفتنت ... بــاز هم چنــد عدد كم می آورم ! تــو ، براي من .. من ، براي تو .. معادله تكمیل است
صحرا
پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست من در فضای خلوت تو خیمه می زنم طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست تا اوج ، راهی ام به تماشای من بیا با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست