صحرا
وقتی نباشی ٬ فرقی نمی كند كه شنبه است یا سه شنبه ... تمام ِ روزها جمعه است ٬ و زندگـی تعطیل
صحرا
اگر شكستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سكوت شب را ویران می كردند
صحرا
اشکهای نيامدنت روی گونه هايم ماسيده ..... نبوس ! نمک گير می شوي
صحرا
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد: خاطره خشکیه… خاطره خشکیه… اونوقت همه ی خاطراتتو همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت رد کارش!!
صحرا
مامانه داشته واسه بچه اش لالایی میخونده بعد از 15 دقیقه بچه میگه :خب دیگه مامان حالا ساکت شو میخوام بخوابم
صحرا
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی بی آنکه باشی و رفتی بی آنکه نباشی
صحرا
گفته بودم آنها كه می مانند همیشه یك روز رفته اند تا امروز مانده اند... گفته بودم می خواهم از سقف هاى بلند چراغ هاى بلند بیاویزم... گفته بودم می روم براى پیدا كردن خوشبختی... و حالا برگشته ام بعد از ماه ها و روزها تلاش... بعد از خستگی ها... اشك ها ... دلتنگی ها...
صحرا
تو سكوت می كنی فریاد زمانم را نمی شنوي ! یك روز من سكوت خواهم كرد ! تو آن روز براي اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !!
صحرا
به حرمـــــت نان و نمكی كه با هم خوردیم نــــــــان را تو ببر كه راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت كوتاه! نمــــــــــك را بگذار براي من می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد
صحرا
و كسی می گوید: سر خود بالا كن به بلندا بنگر به بلنداى عظیم به افق هاى پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه دوست كجاست خانه دوست در آن عرش خداست خانه دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست خداست ...
صحرا
سخت می گیرم! به دیدگانم .. مبادا گمان کنند .. می شود. جز برای تو گریست ...!!!
صحرا
اگر كلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كلید زندان من و توست پس با تمام وجود فریاد میزنم : دوستت دارم
صحرا
اگر آن روز که پایم به سنگ خورد مرا تشویق به زدن سنک نمی کردی. امروز عمرم را صرف شکستن دل های سنگی نمی کردم
صحرا
سلام ای غرابت تنهایی اتاق را به تو تسلیم میكنم چرا كه ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه های تازه تطهیرند و در شهادت یك شمع راز منوری است كه آن را آن آخرین شمع وآن كشیده ترین شعله می داند