شاپورخان
تادیداری دیگر بــــــــــــــــــــــدرود.
شاپورخان
چه معني داره تو اين دنيا کسي با کسي قهر باشه ! چه معني داره تو اين دنيا کسي تنها باشه ! چه معني داره تو اين دنيا آدم ها يک روز بيان و يک روز برن ! چه معني داره تو اين دنيا دل بعضي ها اينقدر تنگ باشه ! اصلا چه معني داره تو اين دنيا دل بعضي ها از سنگ باشه !
شاپورخان
چـقـــدر سخـــت اســت، کـه لبــريــز بـاشي از " گـفـتــــن " ولــي ..... در هـيـــــچ ســويــت محـــرمـي نبـاشد...
شاپورخان
گفتند حکم؟ ورق دست گرفتيم و خنديديم قرار شد حکم دل باشد...تمام سر ها دست تو بود روزگار دست از ما گرفت...دو به دو، دل داديم زندگي آس ِ مان را بريد دو به تک باختيم بازي روبروي چشم هاي تو عاقبت ندارد.....!
شاپورخان
گـــريه نميکنم ، نه ايــــنکه سنگم ؛ گـــريه غــرورمـو بــــهــم مـيـزنـه مـــرد براي هضم دلـــتـنـگيـاش گـــريه نمـيکنه ، قــــدم مـيـزنه ...
شاپورخان
آرزوي خيلــــــــي ها بودم ! اما اسير قدرنشناسي يک نفر شدم ... !!!
شاپورخان
نمی دانم چه دردیست دوست داشتن … همین که پای کســـی به دنیایت باز می شود پایت از این دنیــــــا بریده می شود …
شاپورخان
فقط يک پيک از شراب نگاهت خوردم.... چند ساله بودند اين چشمانت؟؟؟ عمري گذشت و هنوز وقتي به تو فکر مي کنم تلو تلو مي خورم ...
شاپورخان
آهـاي با تـوام... لعنتي... آره با خـودخودت... تويي که اين روزها من برات شدم شـــما!!! خواسـتم بگـم: هـنوزم همـه پيک هامو ميـزنم فقط بسـلامتـيه : تـــــو