دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شاپورخان

شاپورخان
مرد - متاهل
امتیاز: 112.05

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

شاپورخان
شاپورخان

@Alireza توضيح نمي خواهد.... تمام خواهش من يک جمله کوتاه است: دلي که به تو سپرده ام... به غم مسپار...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

تمـام ِ اين چـند سـال و اَنــدي عــمرم بـه کــنار ... مـن فـــقط ، بـه انـــدازه ي همــان صَــدُم هـاي ِ ثـانيه اي که ، در هــواي ِ عطـرِ ِ آغــوشت نفـس کـشيـدم ، زنـــدگـي کــــردم !!

شاپورخان
شاپورخان

دل تنگي اَم را با فاصلــه مي نويسَم ... تا شايد فاصلــه اي بين دِلَم و تنگي بيُفـــتد ... چــ خيالِ خامي ... ! اين مَدار فاصلــه مُـــوَربـــــ است ... چندي كــه بگذرد ... دوباره مي شَود : تَـنـگي ِ دل ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

خــدا جـونـــم يــه بـــار reset کـن لطفـــا ؛ زنـدگــيِ خيليــــا هَنـــگ کـــرده ...

شاپورخان
شاپورخان

@Alireza برایم تعریف کن... هــــــــــرگــــــــــــز فراموش نشدن چه حـــــــــــالی دارد؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

هر سن و سالی که داشته باشی اگر کسی نباشد ، مرده یا زنده که با یادش، چشمانت، از شادی یا غم پر اشک شود هرگز زندگی نکرده ای...

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه، مــن بـرای دلِ خستــه ام می نـویسـم میخـــواهی بخـــوان... میخـــواهـی نخـــوان! فـــقــــــط خـواهـش میکنـم اگــــر خـوانـدی عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن! مــن این را بـرای تـــو ســروده ام نــــــه بـرای " او "

این ارسال را بازنشر کرده است.
شاپورخان
شاپورخان

وقـتي زيـاد باشـي , آدمـا تـرش ميکنـن , حيـف و ميلـت ميکـنن! بايـد کـم باشـي , تا مـزه مـزه ات کنـن...!!

شاپورخان
شاپورخان

ايــن دختــرها و پســرايي که فقــط بلــدن با يکــي بمــونن جا داره هــمينــجا از همــشون قــدرداني کنــيم ...

شاپورخان
شاپورخان

ما که به سلامتي هر کي زديم ، رفت اينو مي زنيم به سلامتي غم ، شايد رفت . . .

شاپورخان
شاپورخان

وقتــي تــو رابطـه هاي دوستــي بــَعضـها بــه مسائل جنســي فکــر ميـکــُنن بــَعضـي هام بــه شارژ ايرانـســـل ! دَرک مــي کــُنــي کـه تَنهـايــي زياد هــَم بــَد نيست....

شاپورخان
شاپورخان

در کودکي: پاك کن هايي ز پاکي داشتيم، يک تراش سرخ لاکي داشتيم، کيفمان چفتي به رنگ زرد داشت، دوشمان از حلقه هايش درد داشت، گرمي دستانمان از آه بود،برگ دفترهايمان از کاه بود، تا درون نيمکت جا ميشديم ما پراز تصميم کبري ميشديم، با وجود سوز و سرماي شديد ، ريزعلي پيراهنش را ميدريد، کاش ميشد باز کوچک ميشديم لااقل يک روز کودک ميشديم...

شاپورخان
شاپورخان

چــرا مــي گوينــد ... هـا ... علامــت جمــع اســت ؟ در حالــي کــه وقتـــي آن را بــا ، تــن ... + ... هــا جمــع مــي کنــي ... خــودت مــي مانــي و خــودت !!!

شاپورخان
شاپورخان

ايـن دَردي کِــه مَــن مـي کِشــم، دَرد ِ بـي تــو بــودنــ نيستـــ !.!.! تـــاوان بـــا تـــو بـــودن استـــ !!!...

شاپورخان
شاپورخان

هَركس از اين دُنــيـــــا چيزي برداشت من از اين دُنـــيـــــــا دَستـــــــ برداشتم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.