دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو می دانی چند بار خودم را مرده ام ؟ چند بار پیله تا پروانه شدن دریده ام ؟..................

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تیغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بریده ، که سکوتم "بند" نمی آید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

انگار همه ی معشوق ها تصمیم گرفته اند که بروند انگار همه ی عشق ها تصمیم گرفته اند خاطره شوند انگار تنهایی دارد نقش اول می شود .... انگار دنیا دارد تمام می شود

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

شب بارش مهرباني است ....دلشده ي كوي اويم ..

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

داشتیم خیلى شنگول تو خیابون قدم میزدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دوتا پا که یکى عمودى و یکى افقى رو هوا بود ! خلاصه ملت جمع شدن بالای سر یارو که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت : آقا چیزیتون شد ؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالیکه به سختى نفس میکشید گفت : پَ نَ پَ خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم ! راننده گفت : نمکدون منظورم اینه که میخواى زنگ بزنم اورژانس ؟ یارو گفت : پَ نَ پَ زنگ بزن برنامه ۹۰ عادل اینا کارشناسى کنن ببینن صحنه پنالتى بود یا نه !!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

غربت من یعنی بارون!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بـه مقصد رسيـدی! بـدون من! امـا مـن همـچنان رد پاهاي تو را دنبال ميکنم.... نه بـراي رسـيدن به تو.... نـه ...! ميـخواهم بـی من بودن هايـتــ را بـشمارم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

هی لعنتی .....از پشت خنجر می زنی ....... تو که خجالتی نبودی ؟.....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

من .......... از هيجان يك درخت مي گويم وقتي كه برگي سبز مي زايد مثل جنين سرخ تو با لباني كه عشق را مي خواند

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

من تنها دستهایم را به تو دادم! باد نبود باران نبود و خزر وقتی که خواب بوده ای غروب کرد!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باغچه ای که دلم را برتن پاییزی اش بغض می کند با چشمهای شیشه ای گل نمی دهد. عینکت را بردار! تا گریه کنم!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بیدارم نکن! من تازه خوابم برده بگذار با عطر بهار نارنج کودکی ام را ببوسم!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

نگران اين تنهايي نيستم كه از حوصله ي روزهايم بيرون نمي رود. نگران خوشبختي نيستم كه از چشمهاي شب نمي ريزد نردباني كه سلول هاي زمين را مي شمارد ، مردی ست كه ابرهاي سرخ را به رودهاي سپيد مي سپارد.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

در اين خلوت روشن نمي بينمت.....تكه هاي كوچكي شده اي كه براي يافتن ات بايد همه ي شعرهايم را زيرو رو كنم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بايد از بوسه ها و لبخندها فراتر ميرفتم تا دوستم بداري بايد همه ي بن بستهاي كوچك و بزرگ به آغوش تو مي رسيد كه عاشقم بشوي بوسه هايم پيشكش شعري كه بي خيال من خواهي نوشت باور كن