آخه تو با این وضعیتی که داری به چه دردی میخوری . دو تا پات که قطع شده . یه دست هم که نداری . بعد هی میگی من هستم . حالا با این احوالاتت به درد کجای این مملکت میخوری؟ با خنده گفت : به جای یه کیسه شن برای سنگر که میتونند ازم استفاده کنند . || #کوچه-های-باران
" بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ آنها نمی دانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، نه یک بار نه دو بار ،، به تعداد شهدایمان .. " || #آوینی#مخاطب-خاص
" ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم؛ و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظلم بر نمی داریم .. " || #روح-الله
وقتی صدام اولین گلولهی توپ را به ایران شلیک کرد ، یک عده نشستند به غُر زدن که اگر حکومت چنین و چنان نمیکرد صدام حمله نمیکرد، نشستند پشت صندلیهای راحت خود و با یک لیوان نوشیدنی خُنک در دست گفتند اصلاً مگر زمان شاه صدتا مثل صدام جراتِ حمله به ایران را داشت؟ نشستند و نوشیدنی خنکشان را نوشیدند و هی غر زدند و به زمین و زمان ایراد گرفتند و خیال کردند خیلی روشنفکرند، در همان حال یک عده بیسروصدا پا شدند رفتند زیرِ آتش دشمن و از ایران دفاع کردند، آنها در حال دفاع بودند و اینها در حال غُر.
برای نماز که می ایستاد، شانه هایش را باز می کرد و سینه ش را می داد جلو. یک بار به ش گفتم "چرا سر نماز این طورمی کنی؟" گفت "وقتی نماز می خوانی مقابل ارشد ترین ذات ایستاده ای. پس باید خبردار بایستی و سینه ت صاف باشد."با خودم می خندیدم که دکتر فکر می کند خدا هم تیمسار است. || #چمران
هزار هزار شور و شوق || لبان پر ز خنده || هزار هزار بسیجی || هزار هزار پرنده || هزار هزار پهلوون || هزار هزار همخونه || رفتن که ما بمونیم ،، رفتن که دین بمونه
تمام کودکیش شده حسرت.حسرت نداشتن ،نخواندن ،نخريدن و نديدن.در اين ايام كه چشمانمان را زرق و برق دنيا پر كرده يادمان نروند پدران و مادراني كه اين روزها زير نگاه هاي منتظر فرزندانشان آب مي شوند . || #کوچه-های-باران
همه آرزوی اینو دارن تو رشته پزشکی قبول بشن اون وقت تو رسیدی خونه داری گریه میکنی و میگی نمیرم.این همه درس خوندی؟ مامان من دانشگاه میخام چیکار .یه لحظه بودن بابام رو با همه دنیا عوض نمیکنم. امروز وقتی دوستام شنیدند پزشکی قبول شدم همه با نیشخند گفتند بله دیگه دختر شهیده... || #کوچه-های-باران
یکی زنگ بزنه حراست بیاد اینُ از اینجا بندازه بیرون .خیال کرده اینجا بنگاه خیریه شده.حالش بد شده که بد شده .ببرین یه بیمارستان دیگه . تخت خالی هم نداریم. اصلا به ما چه که شیمیاییه ؟ مگه برای ما رفت؟ || #کوچه-های-باران
حاجی داغمون نکن .. به خدا شرمنده ایم .. یا عباس علمدار ..
14 سال و 1 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلبه خدا شرمنده ام. گریههههههههههههههههه
14 سال و 1 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبلاینو میگن حس خاصه ایرانی ها.......که هیچ جای دنیا پیداش نمیکنین..........خدایا بزرگان رو واسه ما جوون ها نگه دار تا یکم ازشون یاد بگیریم..........
14 سال و 1 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل