دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
hSr6Y.jpeg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

مدام از جمع فرار می کرد . دلم می خواست مدتها بنشینم و نگاهش کنم . تمام صورتش را نور گرفته بود . || ؛ کتاب جنگ دریایی

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
حاج خالد بزی.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

می گفت : " فرمانده ، دوست داری چند تا تانک برایت بزنم ؟ " گفتم : " هر چه بیشتر ، بهتر " بچه ها می گفتند چهارده تا تانک را زده بود . تان پانزدهمی را می خواسته بزند ، که تانک زودتر شلیک کرده بود . || ؛ کتاب آر پی جی زن ها

دفـتـر ســُـرخ
imam (2).JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

.. دل عشق ترک خورد ، گل زخم نمک خورد ، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط یرد ، زمین مرد .. || سید حمیدرضا برقعی

دفـتـر ســُـرخ
177.jpg دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

.. شما حماسه سرودید و ما به نام شما ** فقط ترانه سرودیم و نان درآوردیم ** برای اینکه بگوییم با شما بودیم ** چقدر از خودمان داستان درآوردیم .. || سعید بیابانکی

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

" دلهایتان را از دنیا خارج کنید ؛ پیش از آنکه بدنهای شما را از آن بیرون ببرند . " || امام علی ] ع [

دفـتـر ســُـرخ
swv.JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

.. ساکنان حضیض بالاشهر طعنه اش می زنند اما ** گاهی اوقات دره در اوج است ، ارتفاعات پست بسیار است .. || عباس احمدی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

پسرش شهید شده بود . آمده بود بیمارستان دنبالش . جسدش را گذاشته بودند روی برانکار ، می بردند سردخانه . همان موقع همسایه شان آمد . پسر هم سایه هم شهید شده بود . هم دیگر را بغل کردند ؛ گریه می کردند ، به هم تبریک می گفتند . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

داشت کوچه شان را آب و جارو می کرد . دوتا پسرهایش شهید شده بودند . می گفت : " آب و جارو می کنم که بسیجیها که اومدن ، ببینن هنوز هستیم . ببینند پشتشون رو خالی نکردیم . "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
imam (2).JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

این که مردم نشناسند تو را غربت نیست ؛ غربت آن است که یاران ببرندت از یاد ..

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

" زمان بر هیچکس وفا نمی کند اما با اینهمه زمان بر عاشورا مانده است و تو ، چه امروز و چه دیروز و چه هزارها سال دیگر ، یا باید که در قبیله شیطان وارد شوی و به لشکر یزید بپیوندی و اگر نه ، مرد باشی و در کنار اصحاب حسین بایستی .. " ||

دفـتـر ســُـرخ
a9a.JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

تقویمها بی اعتبار شده اند . همه ی 365 برگ تقویم ، همه ی 4 فصل رنگارنگش را ، همه ی ماه ها و هفته هایش ، همه ی بهارهایش را بارها از سر گذرانده ایم ؛ بهار چرا نمی آید ؟

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

هجده سالش بود . توی موشک باران یک پایش قطع شده بود . وقتی آوردندش داد می زد : " ما می رویم به جبهه امام زنده بماند " . آنهایی که می دیدند ، یکی گریه اش می گرفت ؛ یکی باهاش شعار می داد . حتا به اتاق عمل هم نرسید . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

موشک اول آن روز بود . به خانه آمد و بیل و کلنگش را برداشت . چند ساعت بعد خسته و خواب آلود گفت : " چند تایی را زنده درآوردیم ، چند تا هم شهید شدند . خوش به سعادتشون . " به زیر زمین رفت تا دست و صورتش را بشوید . موشک دوم آمد ؛ خوش به سعادتش شد . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

می گفت : " دو سال کمر درد داشتم . اصلا پا به آب نمی زدم . بشور و بساب با بقیه بود . پنجاه تا برانکارد خونی آوردند . طاقت نیاوردم ؛ افتادم به شستن . الحمدالله کمرم از اون روز داره بهتر میشه . " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

در شهر مانده بود و پرستاری می کرد . از دختر خردسالش ؛ جانباز بود . مادرش ، پدرش ، پسرش و برادرش رفته بودند ؛ شهید . می گفت : " شاید این جوری بفهمم حضرت زینب چی کشیده ! " ||