دفـتـر ســُـرخ
دعا پشتِ دعا برای آمدنت / گناه پشتِ گناه برای نیامدنت / دل درگیر، میان این دو انتخاب؛ / کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟
دفـتـر ســُـرخ
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران // بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید ..
دفـتـر ســُـرخ
دل مرده ام بدون تــو اما مســیح من ،، یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن ..
دفـتـر ســُـرخ
یوسف از جرم زلیخا چند سالی حبس رفت ،، مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است ..
دفـتـر ســُـرخ
عشق من «ماضی» بود وصل تو «مضارع»؛ اما دریغا که من «حال استمراری» می خاستم!
دفـتـر ســُـرخ
کیستم من بنده ای از بندگان مرتضی / قطره ای از بحر نا پیدا کران مرتضی / سایه وار افتاده ام بر آستان مرتضی / " مدعی " هر گز نمی فهمد زبان مرتضی / باطن دین محمد بود جان مرتضی ..