دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
PBUH.JPG دفـتـر ســُـرخ

تاریخ ایستاد، جهان مکث کرد و بعد / فوّاره ای بلند شد و تا خدا رسید / پیغمبری به رنگ گل سرخ، باز شد / عطر تنش به دورترین روستا رسید ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم؛ و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظلم بر نمی داریم .. " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
387838_10150998145290333_870555332_21904233_1641385403_n.jpg دفـتـر ســُـرخ

ای یکه سوار شرف! ای مرد تر از مرد! / بالایی من! روح تو در خاک چه می کرد؟ / دیروز یکی بودیم با همُ امروز / تو نورتر از نوری و من گردتر از گرد ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" خودت را به دست حوادث و جریانها نسپار ،، چون خدا تو را آفریده است تا به وجود آورنده جریانها باشی ،، نه تسلیم شونده در برابر جریانها. " ||

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
34660.jpg دفـتـر ســُـرخ

از دادستانی انقلاب گذاشتنش کنار. شب‌ها زیرزمین خانه خیاطی می‌کرد. روزها، در مغازه روسری میفروخت. ||

دفـتـر ســُـرخ
458-608-1390-4-13-11-36-11-8346.jpg دفـتـر ســُـرخ

" حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند .. " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
kochak khan.jpg دفـتـر ســُـرخ

یه روز یه رشتی بود ،، اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی. او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را و برای همین در برابر ستم ایستاد ،، آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

دفـتـر ســُـرخ
75648191038207109330.jpg دفـتـر ســُـرخ

یه روز یه ترک بود ،، اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان. شجاع بود و نترس. در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد او برای مردم ایران ، آزادی می خواست و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

دفـتـر ســُـرخ
14.jpg دفـتـر ســُـرخ

" حلقوم ها را می‌توان برید اما فریادها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده برمی‌آید، جاودانه می‌ماند .. " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
27138.jpg دفـتـر ســُـرخ

" ما آمده ايم تا زندگي کنيم که قيمتي پيدا کنيم، نه اينکه به هر قيمتي زندگي کنيم. "

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
imam.JPG دفـتـر ســُـرخ

ترسید «چراغ دوازدهم» را هم بشکنند. جایش یک «شمع» داد تا ببیند چه می کنند با او، پروانگی آموخته اند؟ ||

دفـتـر ســُـرخ
336422_2rFwT8BP.jpg دفـتـر ســُـرخ

دیـشب گـرسنه بود دختـری که مُرد... چه آسان به خاک پس دادیمش؛ و همسایه اش، زیارتش قبول... دیشب از سفر رسید، مکه رفته بـود!

دفـتـر ســُـرخ
hadi-doost_21121.jpg دفـتـر ســُـرخ

" فرق است میان متحجر بودن و معتقد بودن، من میتوانم یک مذهبی متعصب باشم و در عین حال بینش و شناخت من از مذهب، همواره در حال تکامل باشد. " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
22277742184110419358781792152403525366166.jpg دفـتـر ســُـرخ

" و مگر نه آنکه گردن ها را باریک آفریده اند تا در مسلخ کربلای عشق آسان تر بریده شود؟ " ||

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد. ||